شمارهٔ ۸۰ - آب حیات

شمارهٔ ۸۰ - آب حیات

قطعه
0
قافیه: هقالب: قطعه
۞
اندازه متن

آب حیات است پدرسوخته

حب نبات است پدرسوخته

وه چه سیه چرده و شیرین لب است

چون شکلات است پدرسوخته

آب شود گر به دهانش بری

توت هرات است پدرسوخته

تا بتوانیش بگیر و بکن

صوم و صلات است پدرسوخته

می نرسد جز به فرومایگان

خمس و زکات است پدرسوخته

سخت بود ره به دلش یافتن

حصن کلات است پدرسوخته

تنگ دهان موی میان دل سیاه

عین دوات است پدرسوخته

احمد و از مهر چنین منصرف

خصم نحات است پدرسوخته

با همه ناراستی و بددلی

خوش حرکات است پدرسوخته

قافیه هرچند غلط می شود

باب لواط است پدرسوخته

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: این یک شعر هزل و طنز است. ایرج‌میرزا در آن با زبانی آلوده و البته طنزآمیز از فردی که او را به شوخی پدرسوخته صدا می‌زند و در ادامه معلوم می‌شود که نامش احمد است صحبت می‌کند.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود