شمارهٔ ۳۹ - اشک شیخ
شمارهٔ ۳۹ - اشک شیخ
نعوذ بالله از آن قطره های دیده شیخ
چه خانه ها که از این آب کم خراب کند
شنیده ام که به دریای هند جانوری است
که کسب روزی با چشم اشک یاب کند
به ساحل آید و بی حس به روی خاک افتد
دو دیده خیره به رخسار آفتاب کند
شود ز تابش خور چشم او پر از قی و اشک
برای جلب مگس دیده پر لعاب کند
چو گشت کاسۀ چشمش پر از ذباب و هوام
به هم نهد مژه و سر به زیر آب کند
به آب دیده سوزنده تر ز آتش تیز
تن ذباب و دل پشه را کباب کند
چو اشک این حیوان است اشک دیده شیخ
مرو که صید تو چون پشه و ذباب کند
در حال بارگذاری صداها…
به زبان ساده
هوشواره: هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت از اشکهای شیخ انتقاد میکند و میگوید که این اشکها میتوانند خانهها را نیز خراب کنند. او به جانوری در دریای هند اشاره میکند که برای جلب روزی، اشک میریزد و بیحس بر خاک میافتد. این جانور با تابش آفتاب، چشمانش پر از اشک و ذرات ریز میشود و به کوشش برای جذب مگس میپردازد. در نهایت، اشکهای این حیوان، سوزانتر از آتش است و زندگی ذباب و پشه را نابود میکند. شاعر این تصویر را به اشکهای شیخ نسبت میدهد و به او هشدار میدهد که این اشکها میتوانند بیفایده و مضر باشند.
اخطار: خلاصههای تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.
برگردان به زبان ساده
برگردان این شعر هنوز آماده نشده است
همآهنگها
مشابهیابی بر اساس وزن و قافیه
اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه میشود