شمارهٔ ۲۶ - بقای انسب

شمارهٔ ۲۶ - بقای انسب

قطعه
0
قافیه: دقالب: قطعه
۞
اندازه متن

قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر

لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد

در مرض موت با اجازه دستور

خادم او جوجه با به محضر او برد

خواجه چو آن طیر کشته دید برابر

اشک تحسر ز هر دو دیده بیفشرد

گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر

تا نتواند کست به خون کشد و خورد

مرگ برای ضعیف امر طبیعی است

هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: هوش مصنوعی: در این شعر، بوالعلا، شخصیتی که در تمام عمرش گوشت نخورده، در آستانه مرگ جوجه‌ای را می‌بیند و با دیدن آن به فکر می‌افتد. او با حسرت می‌پرسد چرا این جوجه پرنده‌ای ضعیف است و نمی‌تواند از خود دفاع کند. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که مرگ برای ضعیفان طبیعی است و هر قوی نیز در نهایت به ضعیف تبدیل شده و می‌میرد. این شعر به توجه به آسیب‌پذیری انسان‌ها و چرخه زندگی و مرگ پرداخته است.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود