رباعی شماره ۴۵۲

رباعی شماره ۴۵۲

رباعی
0
قافیه: تقالب: رباعی
۞
اندازه متن

مرا یاد است از دانای افرنگ

بسا رازی که از بود و عدم گفت

ولیکن با تو گویم این دو حرفی

که با من پیر مردی از عجم گفت

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: در این ابیات، شاعر به یاد سخنان دانای غربی می‌افتد که درباره وجود و عدم صحبت کرده است. اما او تصمیم می‌گیرد که دو نکته را به یاد سخنان یک پیرمرد از ایران به مخاطبش بگوید. این اشاره به اهمیت اندیشه و تجربه‌های قدیمی دارد.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود