بخش ۵۷ - انجام کلام و اِعتذار از کِرام
بخش ۵۷ - انجام کلام و اِعتذار از کِرام
نثر
0
۞
اندازه متن
این طفل پریش گویی من کز طبع پریش گوی من زاد هر چند که نا تمام و طفل است نارفته به نزد هیچ استاد عاری ز معانی بدیع است و ز قاعدۀ عروض آزاد مجموعه نمودمش از اینرو تا کز پس مرگ من بماناد آندم که رهین خاک باشم یا خاک تن مرا برد باد آنانکه نظر در آن نمایند آرند ز روزگار ما یاد صاحب نفسی مگر بگوید رحمت به روان حایری باد عذر آورم و امیدوارم از درگه مردمان آزاد عیب سخنان ما بپوشند ما را ز کرم کنند دلشاد در شعر بضاعتی ندارم هیچم نبود درست بنیاد شاید اگر از کرم پذیرند این نامۀ عذر مردم راد لب حایری از سخن دیگر بست دست و قلمش ز کار افتاد
شنیدن این فصل
در حال بارگذاری صداها…
0.95×