بخش ۴۷ - فردیّات
بخش ۴۷ - فردیّات
۱- پشت پا بر دنیی وعقبی زدن سهل است سهل دل دمی زآن یار جانی برگرفتن مشکل است ۲ - بجز آن آستان ما را سری نیست جز آن حضرت هوای دیگری نیست ۳ - در وصالش نیست آرام و نه در هجرش قرار پس مراد عاشق زار از چه حاصل می شود ۴ - گر به میخانه سری بود مکوبش با پای تو چه دانی که در این خانه چه سودا دارد ۵ - گوشه گیری من از بی حالتی است بی بی از بی چادری مستور شد ۶ - گر بود دربانی از بهر کریم پس چه فضلی هست او را بر لییم ۷ - من از همه محرومترم بوالعجب این است با اینهمه قربی که به درگاه تو دارم ۸ - پاسبانی رقیبان به چه ماند دانی گله موشی اگرش گربه کند چوپانی ۹ - دیگر این فتنه نخواهد خوابید مگر از خواب تو بیدار شوی ۱۰ فراقت با من زار آنچنان کرد که آتش می کند با مومیایی ۱۱- تو که یک قافلۀ دل بدرقه در پی داری به من زار دل افسرده نظر کی داری
در حال بارگذاری صداها…