شمارهٔ ۲۹ - قطعه

شمارهٔ ۲۹ - قطعه

قطعه
0
قافیه: رقالب: قطعه
۞
اندازه متن

ای امیری که چون تو در بخشش

نیست در زیر گنبد دوار

گر بگویم کفت بود چون ابر

اب رگاهی نگشته گوهر بار

ور بگویم قدت بود چون سرو

سروگاهی نباشدش رفتار

ور بگویم رخت بود چون ماه

ماه گاهی نمی کند گفتار

نیست ما را بضاعتی که خوریم

سود ازمال خویش چون تجار

نیست ما را شقاوتی که بریم

مال کس رابه کوچه وبازار

نیست ما را مواجبی که شود

مددی بر معاش لیل و نهار

هم نداریم ایل وطایفه ای

تا که غارتگری کنیم شعار

شغل خود را نموده جو کاری

تا به نان جوی کنیم مدار

نگذارند نان جو را هم

کرد باید به آب سرد افطار

هر کس از دست ترک مینالد

ما ز بیداد رهزنان کوار

شنیدن این شعر

در حال بارگذاری صداها…

0.95×

به زبان ساده

هوشواره: هوش مصنوعی: این شعر به ستایش بخشش و بزرگواری یک امیر می‌پردازد که در نوع خود بی‌نظیر است. شاعر بیان می‌کند که اگر بتواند، می‌تواند جمال و صفات او را با چیزهایی مانند ابر، سرو و ماه مقایسه کند، اما هیچ‌یک از این مقایسه‌ها کامل نیست. در ادامه، شاعر از مشکلات اقتصادی و معشیتی که مردم با آن مواجه هستند می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که ما نه دارای ثروت کافی هستیم و نه اهل دزدی یا غارتگری. او نیز به سختی‌های روزمره زندگی و کمبودها اشاره کرده و تأکید می‌کند که برای تأمین زندگی خود چاره‌ای جز کار کردن ندارند. نهایتاً، شاعر به بیداد و ظلم ضعیفان توسط زورمندان اشاره می‌کند.

اخطار: خلاصه‌های تولید شده توسط هوشواره در بسیاری از موارد نادرستند.

برگردان به زبان ساده

برگردان این شعر هنوز آماده نشده است

هم‌آهنگ‌ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه

اطلاعات وزن و قافیه به زودی اضافه می‌شود