عمادی شهریاری
عمادی شهریاری « اشعار نویافته «

اشعار نویافته

برای جستجو در فصل‌ها، می‌توانید در عناوین جستجو کنید.

فصل شماره ۱: از پای آن که زیر خاکش کرد

فصل شماره ۲: گویان ز پی تو ما دل و دل

فصل شماره ۳: گر بخواهد نگار چهره تو

فصل شماره ۴: پرده خوبی بساز امشب و بیرون خرام

فصل شماره ۵: روزه چو بر بست رخت عید بیفکند بار

فصل شماره ۶: راد ابوالفضل بن ابوالقاسم

فصل شماره ۷: حسن تو با سپهر عنان در نمی کشد

فصل شماره ۸: زلفت ما را هلاک جان می خواهد

فصل شماره ۹: زلفت کی به زیر سایه بدری دارد

فصل شماره ۱۰: بلبلان را گرم شد هنگامه در هنگام گل

فصل شماره ۱۱: شاهی که برون بام چرخ است درش

فصل شماره ۱۲: آدمی را امید راحت و بیم

فصل شماره ۱۳: ای همه رازها تو را معلوم

فصل شماره ۱۴: قمری که به گاه فرق نشناخت

فصل شماره ۱۵: تیر فلک ز بیم ستونه کند چو تیر

فصل شماره ۱۶: تشویر می دهد خرد خرده بین مرا

فصل شماره ۱۷: به بیت عمادی جوابش بگفتم

فصل شماره ۱۸: لایق به حسب حال تو بیتی شنیده ام

فصل شماره ۱۹: نکویی کن و کسب کن نام نیکو

فصل شماره ۲۰: برون ز نام نکو چیست در زمانه بگو

فصل شماره ۲۱: دندان طمع برکن و این مایه بدان

فصل شماره ۲۲: دریغا دیده ره بین نداری