علینامه
برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین میتوانید در عناوین اشعار جستجو کنید.
حرف آخر قافیه
مثنوی شماره ۱: اگر چند هست این سخن آشكار
ترجیعبند شماره ۱: یكی جامه را سرخ كرده به خون
مثنوی شماره ۲: از این روی شد شهر پر گفت و گوی
ترجیعبند شماره ۲: كنون ای سخن دان روشن ضمیر
مثنوی شماره ۳: الا یا خردمند روشن روان
مثنوی شماره ۴: كنون كرد خواهم من این خون طلب
مثنوی شماره ۵: ز گفتارهای بد بدنشان
مثنوی شماره ۶: كهن دردهامان كنی باز نو
مثنوی شماره ۷: از آن روی در مكه از روی فضل
مثنوی شماره ۸: از این پس زمن بشنوی بر صواب
مثنوی شماره ۹: كه حق را مظفّر كنی اندر این
مثنوی شماره ۱۰: كه تا جان عثمان شود شادمان
مثنوی شماره ۱۱: وز این روی روز دگر بامداد
مثنوی شماره ۱۲: بر این جمله خوردند سوگندها
مثنوی شماره ۱۳: شود كار تركان سراسر تباه
مثنوی شماره ۱۴: الا این سخن دان هشیار و پیر
مثنوی شماره ۱۵: ز بن مكرهای علی در به در
مثنوی شماره ۱۶: چنان دان كه سالار دین حیدر است
مثنوی شماره ۱۷: نه ضایع شود گفت مردان دین
مثنوی شماره ۱۸: الا یا خردمند فرهنگ جوی
مثنوی شماره ۱۹: مرا و زمن دل گرانی بداشت
مثنوی شماره ۲۰: چو بفریفتش پورسفیان به زر
مثنوی شماره ۲۱: ز حال سراقه سعید آن زمان
مثنوی شماره ۲۲: سپاس از خداوند جان و خرد
مثنوی شماره ۲۳: ز شمشیر بر دشمنش بو دچیر
مثنوی شماره ۲۴: به غلْبه شدند پیش مردان دین
مثنوی شماره ۲۵: بكشتی تو چندان از آن مؤمنان
مثنوی شماره ۲۶: به جان بشنو ای نازش مصطفی
مثنوی شماره ۲۷: به یكباره زی جنگ شیر اله
مثنوی شماره ۲۸: كه هرگز دلم ناید از جنگ سیر
مثنوی شماره ۲۹: برافكند تن فضل چو پیل مست
مثنوی شماره ۳۰: كنون ای خردمند بیدار دل
مثنوی شماره ۳۱: بر مهتر ما رسان این جواب
مثنوی شماره ۳۲: ز سوراخ دیوار پیر از هنر
مثنوی شماره ۳۳: سپه دار ایمان به سه روزه راه
مثنوی شماره ۳۴: كنون ای خردمند دانش پذیر
مثنوی شماره ۳۵: گزین عمرو حارث فرس برد پیش
مثنوی شماره ۳۶: همی بود پیكار آن دو سپاه
مثنوی شماره ۳۷: كه هرگز نگوید خلاف و دروغ
مثنوی شماره ۳۸: به نام خداوند نیكی دهش
مثنوی شماره ۳۹: بترسید گویند حیدر ز عمرو
مثنوی شماره ۴۰: چو شد كارها ساخته رفت باز
مثنوی شماره ۴۱: به فردوس در باز رسته شوم
مثنوی شماره ۴۲: به نام خداوند خورشید و ماه
مثنوی شماره ۴۳: چو مرد عقیلی علی را بدید
مثنوی شماره ۴۴: گرفتش یكی تنگ اندر كنار
مثنوی شماره ۴۵: بگفت این و پس رفت آن خوب زن
مثنوی شماره ۴۶: كنون ای سخن دان فرهنگ جوی
مثنوی شماره ۴۷: بسی كاروان كرد اجل از روان
مثنوی شماره ۴۸: ز پیوند این بوتراب دنس
مثنوی شماره ۴۹: چو بر پورسفیان بشد این درست
مثنوی شماره ۵۰: به وقتی كه شد پخته دیگ امید
مثنوی شماره ۵۱: كنون ای سخن دان روشن ضمیر
مثنوی شماره ۵۲: منافق دو دل باشد این نیك دان
مثنوی شماره ۵۳: چو دید از لعین عمرو آن ساحری
مثنوی شماره ۵۴: الا ای سخن دان دانش سرای
مثنوی شماره ۵۵: من ابن زبیرم یل سرفراز
مثنوی شماره ۵۶: شوم سوی روم و سپاه آورم
مثنوی شماره ۵۷: ز غم گفتی آن شیر شیدا ببود
مثنوی شماره ۵۸: ز بهرای سید دل و چشم خویش