
دفتر سوم
برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین میتوانید در عناوین اشعار جستجو کنید.
حرف آخر قافیه
دیگر شماره ۱: ای ضیاء الحق حسام الدین بیار
دیگر شماره ۲: آن شنیدی تو که در هندوستان
دیگر شماره ۳: هر دهان را پیل بویی می کند
دیگر شماره ۴: گفت ناصح بشنوید این پند من
دیگر شماره ۵: آن بلال صدق در بانگ نماز
دیگر شماره ۶: گفت ای موسی ز من می جو پناه
دیگر شماره ۷: آن یکی الله می گفتی شبی
دیگر شماره ۸: ای برادر بود اندر ما مضیٰ
دیگر شماره ۹: تو نخواندی قصه اهل سبا
دیگر شماره ۱۰: صومعه عیسی ست خوان اهل دل
دیگر شماره ۱۱: آن سبا ز اهل صبا بودند و خام
دیگر شماره ۱۲: شد ز حد هین باز گرد ای یار گرد
دیگر شماره ۱۳: باز گوید بط را کز آب خیز
دیگر شماره ۱۴: قصه اصحاب ضروان خوانده ای
دیگر شماره ۱۵: خواجه در کار آمد و تجهیز ساخت
دیگر شماره ۱۶: خواجه و بچگان جهازی ساختند
دیگر شماره ۱۷: همچو مجنون کاو سگی را می نواخت
دیگر شماره ۱۸: بعد ماهی چون رسیدند آن طرف
دیگر شماره ۱۹: آن شغالی رفت اندر خم رنگ
دیگر شماره ۲۰: پوست دنبه یافت شخصی مستهان
دیگر شماره ۲۱: بلعم باعور و ابلیس لعین
دیگر شماره ۲۲: و آن شغال رنگ رنگ آمد نهفت
دیگر شماره ۲۳: همچو فرعونی مرصع کرده ریش
دیگر شماره ۲۴: گفت یزدان مر نبی را در مساق
دیگر شماره ۲۵: پیش ازین زان گفته بودیم اندکی
دیگر شماره ۲۶: جهد فرعونی چو بی توفیق بود
دیگر شماره ۲۷: ای اسیران سوی میدانگه روید
دیگر شماره ۲۸: همچنان کاینجا مغول حیله دان
دیگر شماره ۲۹: شه شبانگه باز آمد شادمان
دیگر شماره ۳۰: شب برفت و او بر آن درگاه خفت
دیگر شماره ۳۱: وا مگردان هیچ ازینها دم مزن
دیگر شماره ۳۲: این صدا جان مرا تغییر کرد
دیگر شماره ۳۳: بر فلک پیدا شد آن استاره اش
دیگر شماره ۳۴: بعد نه مه شه برون آورد تخت
دیگر شماره ۳۵: خود زن عمران که موسی برده بود
دیگر شماره ۳۶: باز وحی آمد که در آبش فکن
دیگر شماره ۳۷: یک حکایت بشنو از تاریخ گوی
دیگر شماره ۳۸: گفت فرعونش چرا تو ای کلیم
دیگر شماره ۳۹: گفت با امر حقم اشراک نیست
دیگر شماره ۴۰: گفت فرعونش ورق درحکم ماست
دیگر شماره ۴۱: گفت موسی این مرا دستور نیست
دیگر شماره ۴۲: گفت نه نه مهلتم باید نهاد
دیگر شماره ۴۳: گفت امر آمد برو مهلت تو را
دیگر شماره ۴۴: چونک موسی بازگشت و او بماند
دیگر شماره ۴۵: بعد از آن گفتند ای مادر بیا
دیگر شماره ۴۶: گفتشان در خواب کای اولاد من
دیگر شماره ۴۷: مصطفی را وعده کرد الطاف حق
دیگر شماره ۴۸: تا به فرعون آمدند آن ساحران
دیگر شماره ۴۹: پیل اندر خانه تاریک بود
دیگر شماره ۵۰: دی سؤالی کرد سایل مر مرا
دیگر شماره ۵۱: آن یکی مرد دومو آمد شتاب
دیگر شماره ۵۲: در صحابه کم بدی حافظ کسی
دیگر شماره ۵۳: آن یکی را یار پیش خود نشاند
دیگر شماره ۵۴: آن یکی در عهد داوود نبی
دیگر شماره ۵۵: تا که روزی ناگهان در چاشتگاه
دیگر شماره ۵۶: ای تقاضاگر درون همچون جنین
دیگر شماره ۵۷: علم را دو پر گمان را یک پرست
دیگر شماره ۵۸: کودکان مکتبی از اوستاد
دیگر شماره ۵۹: اختلاف عقلها در اصل بود
دیگر شماره ۶۰: روز گشت و آمدند آن کودکان
دیگر شماره ۶۱: سجده خلق از زن و از طفل و مرد
دیگر شماره ۶۲: گشت استا سست از وهم و ز بیم
دیگر شماره ۶۳: جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز
دیگر شماره ۶۴: گفت آن زیرک که ای قوم پسند
دیگر شماره ۶۵: سجده کردند و بگفتند ای کریم
دیگر شماره ۶۶: بامدادان آمدند آن مادران
دیگر شماره ۶۷: تا بدانی که تن آمد چون لباس
دیگر شماره ۶۸: بود درویشی به کهساری مقیم
دیگر شماره ۶۹: آن یکی آمد به پیش زرگری
دیگر شماره ۷۰: اندر آن که بود اشجار و ثمار
دیگر شماره ۷۱: بینی اندر دلق مهتر زاده ای
دیگر شماره ۷۲: پنج روز آن باد امرودی نریخت
دیگر شماره ۷۳: بیست از دزدان بدند آنجا و بیش
دیگر شماره ۷۴: در عریش او را یکی زایر بیافت
دیگر شماره ۷۵: ساحران را نه که فرعون لعین
دیگر شماره ۷۶: گفت استر با شتر کای خوش رفیق
دیگر شماره ۷۷: هین عزیرا در نگر اندر خرت
دیگر شماره ۷۸: بود شیخی رهنمایی پیش ازین
دیگر شماره ۷۹: شیخ گفت او را مپندار ای رفیق
دیگر شماره ۸۰: دید در ایام آن شیخ فقیر
دیگر شماره ۸۱: رفت لقمان سوی داود صفا
دیگر شماره ۸۲: مرد مهمان صبرکرد و ناگهان
دیگر شماره ۸۳: بشنو اکنون قصه آن ره روان
دیگر شماره ۸۴: گفت بهلول آن یکی درویش را
دیگر شماره ۸۵: آن دقوقی داشت خوش دیباجه ای
دیگر شماره ۸۶: مر علی را در مثالی شیر خواند
دیگر شماره ۸۷: از کلیم حق بیاموز ای کریم
دیگر شماره ۸۸: آن دقوقی رحمة الله علیه
دیگر شماره ۸۹: هفت شمع از دور دیدم ناگهان
دیگر شماره ۹۰: باز می دیدم که می شد هفت یک
دیگر شماره ۹۱: هفت شمع اندر نظر شد هفت مرد
دیگر شماره ۹۲: باز هر یک مرد شد شکل درخت
دیگر شماره ۹۳: این عجب تر که بریشان می گذشت
دیگر شماره ۹۴: گفت راندم پیشتر من نیکبخت
دیگر شماره ۹۵: بعد دیری گشت آنها هفت مرد
دیگر شماره ۹۶: این سخن پایان ندارد تیز دو
دیگر شماره ۹۷: در تحیات و سلام الصالحین
دیگر شماره ۹۸: پیش در شد آن دقوقی در نماز
دیگر شماره ۹۹: انبیا گویند روز چاره رفت
دیگر شماره ۱۰۰: آن دقوقی در امامت کرد ساز
دیگر شماره ۱۰۱: آنچنانک ناگهان شیری رسید
دیگر شماره ۱۰۲: چون دقوقی آن قیامت را بدید
دیگر شماره ۱۰۳: چون رهید آن کشتی و آمد به کام
دیگر شماره ۱۰۴: یادم آمد آن حکایت کان فقیر
دیگر شماره ۱۰۵: می کشیدش تا به داود نبی
دیگر شماره ۱۰۶: چونک داود نبی آمد برون
دیگر شماره ۱۰۷: گفت داود این سخنها را بشو
دیگر شماره ۱۰۸: سجده کرد و گفت کای دانای سوز
دیگر شماره ۱۰۹: در فرو بست و برفت آنگه شتاب
دیگر شماره ۱۱۰: گفت داودش خمش کن رو بهل
دیگر شماره ۱۱۱: بعد از آن داود گفتش کای عنود
دیگر شماره ۱۱۲: گفت ای یاران زمان آن رسید
دیگر شماره ۱۱۳: پس همینجا دست و پایت در گزند
دیگر شماره ۱۱۴: چون برون رفتند سوی آن درخت
دیگر شماره ۱۱۵: هم بدان تیغش بفرمود او قصاص
دیگر شماره ۱۱۶: نفس خود را کش جهان را زنده کن
دیگر شماره ۱۱۷: عیسی مریم به کوهی می گریخت
دیگر شماره ۱۱۸: یادم آمد قصه اهل سبا
دیگر شماره ۱۱۹: کر امل را دان که مرگ ما شنید
دیگر شماره ۱۲۰: اصلشان بد بود آن اهل سبا
دیگر شماره ۱۲۱: سیزده پیغامبر آنجا آمدند
دیگر شماره ۱۲۲: قوم گفتند ای گروه مدعی
دیگر شماره ۱۲۳: قوم گفتند این همه زرقست و مکر
دیگر شماره ۱۲۴: این بدان ماند که خرگوشی بگفت
دیگر شماره ۱۲۵: ای دریغا که دوا در رنجتان
دیگر شماره ۱۲۶: کی رسدتان این مثلها ساختن
دیگر شماره ۱۲۷: نوح اندر بادیه کشتی بساخت
دیگر شماره ۱۲۸: این مثل بشنو که شب دزدی عنید
دیگر شماره ۱۲۹: سر آن خرگوش دان دیو فضول
دیگر شماره ۱۳۰: یا به حال اولینان بنگرید
دیگر شماره ۱۳۱: باز مرغی فوق دیواری نشست
دیگر شماره ۱۳۲: سگ زمستان جمع گردد استخوانش
دیگر شماره ۱۳۳: قوم گفتند ای نصوحان بس بود
دیگر شماره ۱۳۴: انبیا گفتند کاری آفرید
دیگر شماره ۱۳۵: قوم گفتند ای گروه این رنج ما
دیگر شماره ۱۳۶: انبیا گفتند نومیدی بدست
دیگر شماره ۱۳۷: قوم گفتند ار شما سعد خودیت
دیگر شماره ۱۳۸: انبیا گفتند فال زشت و بد
دیگر شماره ۱۳۹: که لییمان در جفا صافی شوند
دیگر شماره ۱۴۰: آنچنانک حق ز گوشت و استخوان
دیگر شماره ۱۴۱: صوفیی بر میخ روزی سفره دید
دیگر شماره ۱۴۲: آنچ یعقوب از رخ یوسف بدید
دیگر شماره ۱۴۳: میر شد محتاج گرمابه سحر
دیگر شماره ۱۴۴: انبیا گفتند با خاطر که چند
دیگر شماره ۱۴۵: داعی هر پیشه اومیدست و بوک
دیگر شماره ۱۴۶: قوم دیگر سخت پنهان می روند
دیگر شماره ۱۴۷: از انس فرزند مالک آمدست
دیگر شماره ۱۴۸: اندر آن وادی گروهی از عرب
دیگر شماره ۱۴۹: ای غلام اکنون تو پر بین مشک خود
دیگر شماره ۱۵۰: خواجه از دورش بدید و خیره ماند
دیگر شماره ۱۵۱: آن نیاز مریمی بوده ست و درد
دیگر شماره ۱۵۲: هم از آن ده یک زنی از کافران
دیگر شماره ۱۵۳: اندرین بودند کآواز صلا
دیگر شماره ۱۵۴: عبرتست آن قصه ای جان مر ترا
دیگر شماره ۱۵۵: گفت موسی را یکی مرد جوان
دیگر شماره ۱۵۶: گفت یزدان تو بده بایست او
دیگر شماره ۱۵۷: گفت باری نطق سگ کو بر درست
دیگر شماره ۱۵۸: پس خروسش گفت تن زن غم مخور
دیگر شماره ۱۵۹: چند چند آخر دروغ و مکر تو
دیگر شماره ۱۶۰: لیک فردا خواهد او مردن یقین
دیگر شماره ۱۶۱: چون شنید اینها دوان شد تیز و تفت
دیگر شماره ۱۶۲: موسی آمد در مناجات آن سحر
دیگر شماره ۱۶۳: گفت بخشیدم بدو ایمان نعم
دیگر شماره ۱۶۴: آن زنی هر سال زاییدی پسر
دیگر شماره ۱۶۵: اندر آخر حمزه چون در صف شدی
دیگر شماره ۱۶۶: گفت حمزه چونک بودم من جوان
دیگر شماره ۱۶۷: آن یکی یاری پیمبر را بگفت
دیگر شماره ۱۶۸: چون بلال از ضعف شد همچون هلال
دیگر شماره ۱۶۹: من چو آدم بودم اول حبس کرب
دیگر شماره ۱۷۰: همچو گرمابه که تفسیده بود
دیگر شماره ۱۷۱: غفلت از تن بود چون تن روح شد
دیگر شماره ۱۷۲: نص وحی روح قدسی دان یقین
دیگر شماره ۱۷۳: بر ملولان این مکرر کردنست
دیگر شماره ۱۷۴: اسپ داند بانگ و بوی شیر را
دیگر شماره ۱۷۵: ظاهرست آثار و میوه رحمتش
دیگر شماره ۱۷۶: نفی آن یک چیز و اثباتش رواست
دیگر شماره ۱۷۷: گفت قایل در جهان درویش نیست
دیگر شماره ۱۷۸: در بخارا بنده صدر جهان
دیگر شماره ۱۷۹: همچو مریم گوی پیش از فوت ملک
دیگر شماره ۱۸۰: بانگ بر وی زد نمودار کرم
دیگر شماره ۱۸۱: شمع مریم را بهل افروخته
دیگر شماره ۱۸۲: گفت معشوقی به عاشق کای فتی
دیگر شماره ۱۸۳: گفت او را ناصحی ای بی خبر
دیگر شماره ۱۸۴: گفت ای ناصح خمش کن چند چند
دیگر شماره ۱۸۵: رو نهاد آن عاشق خونابه ریز
دیگر شماره ۱۸۶: اندر آمد در بخارا شادمان
دیگر شماره ۱۸۷: گفت من مستسقیم آبم کشد
دیگر شماره ۱۸۸: همچو گویی سجده کن بر رو و سر
دیگر شماره ۱۸۹: یک حکایت گوش کن ای نیک پی
دیگر شماره ۱۹۰: تا یکی مهمان در آمد وقت شب
دیگر شماره ۱۹۱: قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ
دیگر شماره ۱۹۲: گفت او ای ناصحان من بی ندم
دیگر شماره ۱۹۳: آنچنانک گفت جالینوس راد
دیگر شماره ۱۹۴: قوم گفتندش مکن جلدی برو
دیگر شماره ۱۹۵: همچو شیطان در سپه شد صد یکم
دیگر شماره ۱۹۶: گفت پیغامبر که ان فی البیان
دیگر شماره ۱۹۷: گفت ای یاران از آن دیوان نیم
دیگر شماره ۱۹۸: بنگر اندر نخودی در دیگ چون
دیگر شماره ۱۹۹: سگ شکاری نیست او را طوق نیست
دیگر شماره ۲۰۰: آن ستی گوید ورا که پیش ازین
دیگر شماره ۲۰۱: آن غریب شهر سربالا طلب
دیگر شماره ۲۰۲: پیش از آنک این قصه تا مخلص رسد
دیگر شماره ۲۰۳: حرف قرآن را بدان که ظاهریست
دیگر شماره ۲۰۴: آنک گویند اولیا در که بوند
دیگر شماره ۲۰۵: آدمی همچون عصای موسی است
دیگر شماره ۲۰۶: روی داود از فرش تابان شده
دیگر شماره ۲۰۷: ای سگ طاعن تو عو عو می کنی
دیگر شماره ۲۰۸: آنک فرمودست او اندر خطاب
دیگر شماره ۲۰۹: باز گو کان پاک باز شیرمرد
دیگر شماره ۲۱۰: تو چو عزم دین کنی با اجتهاد
دیگر شماره ۲۱۱: بشنو اکنون قصه آن بانگ سخت
دیگر شماره ۲۱۲: آن بخاری نیز خود بر شمع زد
دیگر شماره ۲۱۳: خاک گوید خاک تن را باز گرد
دیگر شماره ۲۱۴: گوید ای اجزای پست فرشیم
دیگر شماره ۲۱۵: عزمها و قصدها در ماجرا
دیگر شماره ۲۱۶: دید پیغامبر یکی جوقی اسیر
دیگر شماره ۲۱۷: از بتان و از خدا در خواستیم
دیگر شماره ۲۱۸: آمدش پیغام از دولت که رو
دیگر شماره ۲۱۹: گفت پیغامبر که معراج مرا
دیگر شماره ۲۲۰: گرچه نشنید آن موکل آن سخن
دیگر شماره ۲۲۱: دزد قهرخواجه کرد و زر کشید
دیگر شماره ۲۲۲: آمدیم اینجا که در صدر جهان
دیگر شماره ۲۲۳: پشه آمد از حدیقه وز گیاه
دیگر شماره ۲۲۴: پس سلیمان گفت ای زیبا دوی
دیگر شماره ۲۲۵: می کشید از بیهشی اش در بیان
دیگر شماره ۲۲۶: گفت ای عنقای حق جان را مطاف
دیگر شماره ۲۲۷: یک جوانی بر زنی مجنون بدست
دیگر شماره ۲۲۸: کان جوان در جست و جو بد هفت سال