
وصلت نامه
برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین میتوانید در عناوین اشعار جستجو کنید.
حرف آخر قافیه
دیگر شماره ۱: ابتدا کردم بنام کردگار
دیگر شماره ۲: انبیا را داد سر ذوق عشق
دیگر شماره ۳: عاشقا یک دم در آور سر جان
دیگر شماره ۴: ای برادر حکمت حق گوش دار
دیگر شماره ۵: بیامد پیش حیدر مرد دانا
دیگر شماره ۶: بشنو این رمز از بلال با وفا
دیگر شماره ۷: بود استاد حکیمی پاکباز
دیگر شماره ۸: جهد کن کثرت نه بینی ای پسر
دیگر شماره ۹: آن حکیم پر خرد در آینه
دیگر شماره ۱۰: عقل اندر کارسازی جهان
دیگر شماره ۱۱: ای دل آخر یک دمی بیدار شو
دیگر شماره ۱۲: چون صفات او احد آمد مدام
دیگر شماره ۱۳: بود سلطانی ورا محمود نام
دیگر شماره ۱۴: جمله مردان زخود فانی شدند
دیگر شماره ۱۵: بود در بغداد مردی با خبر
دیگر شماره ۱۶: شیخ لقمان از زمان بایزید
دیگر شماره ۱۷: من ترا بینم ترا دانم ترا
دیگر شماره ۱۸: این چنین رفتند مردان راه دین
دیگر شماره ۱۹: بود منصور ای عجب شوریده حال
دیگر شماره ۲۰: گفت ای داننده کون ومکان
دیگر شماره ۲۱: بار دیگر عالمان جمع آمدند
دیگر شماره ۲۲: جمله مردان ز خود فانی شدند
دیگر شماره ۲۳: ای برادر غیر حق خود نیست کس
دیگر شماره ۲۴: پادشاهی پاکباز و سر فراز
دیگر شماره ۲۵: بعد لقمان شیخ محمد شد پدید
دیگر شماره ۲۶: بود برنایی بغایت ماهرو
دیگر شماره ۲۷: یک صحابه بود در عهد رسول
دیگر شماره ۲۸: در خبر دیدم که یحیی دایما
دیگر شماره ۲۹: بی نشان شو یک دم از یاد و نشان
دیگر شماره ۳۰: انس چون بادوست باشد باد و آتش هم تویی
دیگر شماره ۳۱: هیبت حق جمله را یکسان کند
دیگر شماره ۳۲: سایلی بنشست پیش بایزید
دیگر شماره ۳۳: بود درویشی مسافر ای غلام
دیگر شماره ۳۴: بعد از آن بینی جمالی با جلال
دیگر شماره ۳۵: شیخ لقمان بود در عین وصال
دیگر شماره ۳۶: جهد کن ای دوست تا واصل شوی
دیگر شماره ۳۷: پادشاها ره نما این بنده را
دیگر شماره ۳۸: ای پاکی تو منزه از هر پاکی
دیگر شماره ۳۹: در وصف تو عقل طبع دیوانه گرفت
دیگر شماره ۴۰: ای هشت بهشت یک نثار در تو
دیگر شماره ۴۱: هر دل که ز لطف تو نشان یابد باز
دیگر شماره ۴۲: ای خلق دو کون ذکر گوینده تو
دیگر شماره ۴۳: ای آنکه ز کفر دین تو بیرون آری
دیگر شماره ۴۴: ای آنکه چنانکه مصلحت میدانی
دیگر شماره ۴۵: کاری که ورای کفر و دین می دانم
دیگر شماره ۴۶: از سر تو هر که با نشان خواهد بود
دیگر شماره ۴۷: بی یاد تو دل چو سایه در خورشید است
دیگر شماره ۴۸: گیرم که به تو لطف الهی آمد
دیگر شماره ۴۹: چون روی تو در هلاک خواهد آمد
دیگر شماره ۵۰: از آتش دل چو دود برخواهی خواست
دیگر شماره ۵۱: زان پیش که در عین هلاکت فکنند
دیگر شماره ۵۲: تا کی به نظاره جهان خواهی زیست
دیگر شماره ۵۳: گاهی به قبول خلق خواهی آویخت
دیگر شماره ۵۴: گر در کوهی مقیم و گر در دشتی
دیگر شماره ۵۵: چون آفت بی قیاس داری در پی
دیگر شماره ۵۶: بگشای نظر خلق پراکند نگر
دیگر شماره ۵۷: هر رنگ که ممکن است آمیخته گیر
دیگر شماره ۵۸: ره بس دور است توشه بردار و برو
دیگر شماره ۵۹: گیرم که جهان بکام دیدی و شدی
دیگر شماره ۶۰: قومی که بخواب مرگ سرباز نهند
دیگر شماره ۶۱: در حبس وجود از چه افتادم من
دیگر شماره ۶۲: خلقی که در این جهان پدیدار شدند
دیگر شماره ۶۳: بس خون که دلم ز اول کار بریخت
دیگر شماره ۶۴: تا چند زمرگ غمناک شوی
دیگر شماره ۶۵: ماتمزدگان عالم خاک هنوز
دیگر شماره ۶۶: چون رفت ز جسم جوهر روشن ما
دیگر شماره ۶۷: هر خاک که درجهان کسی فرسود است
دیگر شماره ۶۸: لاله ز رخ چو ماه می بینم من
دیگر شماره ۶۹: هر کوزه که بیخود بدهن باز نهم
دیگر شماره ۷۰: بر بستر خاک خفتگان می بینم
دیگر شماره ۷۱: هر سبزه و گل که از زمین بیرون رست
دیگر شماره ۷۲: ای اهل قبور خاک گشتید و غبار