عطار نیشابوری
عطار « وصلت نامه «

وصلت نامه

برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین می‌توانید در عناوین اشعار جستجو کنید.

حرف آخر قافیه

دیگر شماره ۱: ابتدا کردم بنام کردگار

دیگر شماره ۲: انبیا را داد سر ذوق عشق

دیگر شماره ۳: عاشقا یک دم در آور سر جان

دیگر شماره ۴: ای برادر حکمت حق گوش دار

دیگر شماره ۵: بیامد پیش حیدر مرد دانا

دیگر شماره ۶: بشنو این رمز از بلال با وفا

دیگر شماره ۷: بود استاد حکیمی پاکباز

دیگر شماره ۸: جهد کن کثرت نه بینی ای پسر

دیگر شماره ۹: آن حکیم پر خرد در آینه

دیگر شماره ۱۰: عقل اندر کارسازی جهان

دیگر شماره ۱۱: ای دل آخر یک دمی بیدار شو

دیگر شماره ۱۲: چون صفات او احد آمد مدام

دیگر شماره ۱۳: بود سلطانی ورا محمود نام

دیگر شماره ۱۴: جمله مردان زخود فانی شدند

دیگر شماره ۱۵: بود در بغداد مردی با خبر

دیگر شماره ۱۶: شیخ لقمان از زمان بایزید

دیگر شماره ۱۷: من ترا بینم ترا دانم ترا

دیگر شماره ۱۸: این چنین رفتند مردان راه دین

دیگر شماره ۱۹: بود منصور ای عجب شوریده حال

دیگر شماره ۲۰: گفت ای داننده کون ومکان

دیگر شماره ۲۱: بار دیگر عالمان جمع آمدند

دیگر شماره ۲۲: جمله مردان ز خود فانی شدند

دیگر شماره ۲۳: ای برادر غیر حق خود نیست کس

دیگر شماره ۲۴: پادشاهی پاکباز و سر فراز

دیگر شماره ۲۵: بعد لقمان شیخ محمد شد پدید

دیگر شماره ۲۶: بود برنایی بغایت ماهرو

دیگر شماره ۲۷: یک صحابه بود در عهد رسول

دیگر شماره ۲۸: در خبر دیدم که یحیی دایما

دیگر شماره ۲۹: بی نشان شو یک دم از یاد و نشان

دیگر شماره ۳۰: انس چون بادوست باشد باد و آتش هم تویی

دیگر شماره ۳۱: هیبت حق جمله را یکسان کند

دیگر شماره ۳۲: سایلی بنشست پیش بایزید

دیگر شماره ۳۳: بود درویشی مسافر ای غلام

دیگر شماره ۳۴: بعد از آن بینی جمالی با جلال

دیگر شماره ۳۵: شیخ لقمان بود در عین وصال

دیگر شماره ۳۶: جهد کن ای دوست تا واصل شوی

دیگر شماره ۳۷: پادشاها ره نما این بنده را

دیگر شماره ۳۸: ای پاکی تو منزه از هر پاکی

دیگر شماره ۳۹: در وصف تو عقل طبع دیوانه گرفت

دیگر شماره ۴۰: ای هشت بهشت یک نثار در تو

دیگر شماره ۴۱: هر دل که ز لطف تو نشان یابد باز

دیگر شماره ۴۲: ای خلق دو کون ذکر گوینده تو

دیگر شماره ۴۳: ای آنکه ز کفر دین تو بیرون آری

دیگر شماره ۴۴: ای آنکه چنانکه مصلحت میدانی

دیگر شماره ۴۵: کاری که ورای کفر و دین می دانم

دیگر شماره ۴۶: از سر تو هر که با نشان خواهد بود

دیگر شماره ۴۷: بی یاد تو دل چو سایه در خورشید است

دیگر شماره ۴۸: گیرم که به تو لطف الهی آمد

دیگر شماره ۴۹: چون روی تو در هلاک خواهد آمد

دیگر شماره ۵۰: از آتش دل چو دود برخواهی خواست

دیگر شماره ۵۱: زان پیش که در عین هلاکت فکنند

دیگر شماره ۵۲: تا کی به نظاره جهان خواهی زیست

دیگر شماره ۵۳: گاهی به قبول خلق خواهی آویخت

دیگر شماره ۵۴: گر در کوهی مقیم و گر در دشتی

دیگر شماره ۵۵: چون آفت بی قیاس داری در پی

دیگر شماره ۵۶: بگشای نظر خلق پراکند نگر

دیگر شماره ۵۷: هر رنگ که ممکن است آمیخته گیر

دیگر شماره ۵۸: ره بس دور است توشه بردار و برو

دیگر شماره ۵۹: گیرم که جهان بکام دیدی و شدی

دیگر شماره ۶۰: قومی که بخواب مرگ سرباز نهند

دیگر شماره ۶۱: در حبس وجود از چه افتادم من

دیگر شماره ۶۲: خلقی که در این جهان پدیدار شدند

دیگر شماره ۶۳: بس خون که دلم ز اول کار بریخت

دیگر شماره ۶۴: تا چند زمرگ غمناک شوی

دیگر شماره ۶۵: ماتمزدگان عالم خاک هنوز

دیگر شماره ۶۶: چون رفت ز جسم جوهر روشن ما

دیگر شماره ۶۷: هر خاک که درجهان کسی فرسود است

دیگر شماره ۶۸: لاله ز رخ چو ماه می بینم من

دیگر شماره ۶۹: هر کوزه که بیخود بدهن باز نهم

دیگر شماره ۷۰: بر بستر خاک خفتگان می بینم

دیگر شماره ۷۱: هر سبزه و گل که از زمین بیرون رست

دیگر شماره ۷۲: ای اهل قبور خاک گشتید و غبار