
غزلیات
برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین میتوانید در عناوین اشعار جستجو کنید.
حرف آخر قافیه
غزل شماره ۱: غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا
غزل شماره ۱: غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا
غزل شماره ۲: ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را
غزل شماره ۲: ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را
غزل شماره ۳: اگر به گوشه چشمی نظر کنی ما را
غزل شماره ۳: حضور خویش خواهی جبر ما را
مثنوی شماره ۴: حضور خویش خواهی جبر ما را
غزل شماره ۴: ماه من هرگه کشاید طره لبلاب را
غزل شماره ۴: اگر به گوشه چشمی نظر کنی ما را
غزل شماره ۵: نزهت کویت برد رونق گلزار را
مثنوی شماره ۵: دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا
غزل شماره ۵: ماه من هرگه کشاید طره لبلاب را
غزل شماره ۶: شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
غزل شماره ۶: نزهت کویت برد رونق گلزار را
غزل شماره ۷: اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
غزل شماره ۷: شوخ من هرگه کشاید طره چون قیر را
غزل شماره ۸: اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
غزل شماره ۸: دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا
غزل شماره ۹: نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
غزل شماره ۹: اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
غزل شماره ۱۰: گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
غزل شماره ۱۰: اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
غزل شماره ۱۱: گر قضا با من نویسد محنت ایام را
غزل شماره ۱۱: نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
غزل شماره ۱۲: هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا
غزل شماره ۱۲: گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را
غزل شماره ۱۳: بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
غزل شماره ۱۳: گر قضا با من نویسد محنت ایام را
غزل شماره ۱۴: تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
غزل شماره ۱۴: هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا
غزل شماره ۱۵: تا قضا کرده ست در قصر بلا بانی مرا
غزل شماره ۱۵: بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
غزل شماره ۱۶: اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
غزل شماره ۱۶: تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
غزل شماره ۱۷: اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
غزل شماره ۱۷: تا قضا کرده ست در قصر بلا بانی مرا
غزل شماره ۱۸: اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
غزل شماره ۱۹: اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
غزل شماره ۲۰: آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
غزل شماره ۲۱: عرض حاجت می کند دل خسرو ناز تو را
غزل شماره ۲۲: هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
غزل شماره ۲۳: تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
غزل شماره ۲۴: هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
غزل شماره ۲۵: تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
غزل شماره ۲۶: برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
غزل شماره ۲۷: نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
غزل شماره ۲۸: ندارد میل الفت وضع آزادی پسند ما
غزل شماره ۲۹: بس که در کوه بلا هم سنگ فرهادیم ما
غزل شماره ۳۰: از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
غزل شماره ۳۱: تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
غزل شماره ۳۲: قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
غزل شماره ۳۳: بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
غزل شماره ۳۴: هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
غزل شماره ۳۵: چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
غزل شماره ۳۶: هرکه آمد به سوی خانه ما
غزل شماره ۳۷: هر کس که رخ تو دید جانا
غزل شماره ۳۸: ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب ها
غزل شماره ۳۹: گر خرامد آن پری رو جانب گلزارها
غزل شماره ۴۰: عمرها شد می زنم در راه عشقش گام ها
غزل شماره ۴۱: اگر اینست با خوبان عالم آشنایی ها
غزل شماره ۴۲: ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی ها
غزل شماره ۴۳: ای بهار ناز بهر زینت گل ها بیا
غزل شماره ۴۴: ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
غزل شماره ۴۵: سنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
غزل شماره ۴۶: شوخ بی باکی که کرده خانه مردم خراب
غزل شماره ۴۷: می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
غزل شماره ۴۸: ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
غزل شماره ۴۹: می برد لعل لب او نشیه از موج شراب
غزل شماره ۵۰: اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
غزل شماره ۵۱: هرکس که گل چید از گلشن شب
غزل شماره ۵۲: می رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب
غزل شماره ۵۳: نغمه عشاق باشد در نوای عندلیب
غزل شماره ۵۴: حنا از خون مردم بسته دستت
غزل شماره ۵۵: زهی آیینه را حیرت خیال عکس تصویرت
غزل شماره ۵۶: حیات طغرل از عشق حبیب است
غزل شماره ۵۷: اگر دل محو آن رخسار زیباست
غزل شماره ۵۸: هر کرا شوخ پری رخسار است
غزل شماره ۵۹: حزین منشین که نوروز بهار است
غزل شماره ۶۰: آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است
غزل شماره ۶۱: تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است
غزل شماره ۶۲: تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است
غزل شماره ۶۳: حیا پیراهن اندام ناز است
غزل شماره ۶۴: تا زلف تو در خرمن گل غالیه بیز است
غزل شماره ۶۵: چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
غزل شماره ۶۶: خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
غزل شماره ۶۷: هر لحظه به دل از مژه ات زخم خدنگ است
غزل شماره ۶۸: جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
غزل شماره ۶۹: گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
غزل شماره ۷۰: رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است
غزل شماره ۷۱: در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است
غزل شماره ۷۲: بس که هستی همه سامان وجود عدم است
غزل شماره ۷۳: فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است
غزل شماره ۷۴: رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
غزل شماره ۷۵: تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
غزل شماره ۷۶: نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست
غزل شماره ۷۷: شور دریای محبت موجی از آب من است
غزل شماره ۷۸: عقیق از حسرت لعل تو خون است
غزل شماره ۷۹: تیری که از کمان نگاه تو جسته است
غزل شماره ۸۰: دلبرم پر پرجفا افتاده است
غزل شماره ۸۱: یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است
غزل شماره ۸۲: بس که بی رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست
غزل شماره ۸۳: باده رندان را شراب کوثری ست
غزل شماره ۸۴: سرشکم دانه بی حاصل کیست
غزل شماره ۸۵: قامت دلجوی او سرو گلستان کیست
غزل شماره ۸۶: سرخط مشق جنون زلف پریشان کیست
غزل شماره ۸۷: رخش امشب چراغ خانه کیست
غزل شماره ۸۸: هیچ در ملک جهان چون او پری رخسار نیست
غزل شماره ۸۹: در طریق عشق کس را رهبری در کار نیست
غزل شماره ۹۰: بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیست
غزل شماره ۹۱: حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست
غزل شماره ۹۲: ساقیا باده ده بهار گذشت
غزل شماره ۹۳: سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
غزل شماره ۹۴: شب که در دل عکس خورشید رخ او جا گرفت
غزل شماره ۹۵: آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت
غزل شماره ۹۶: سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
غزل شماره ۹۷: پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن سایت
غزل شماره ۹۸: می کنم جان در غم او کندن جانم عبث
غزل شماره ۹۹: چاک است گویا پیراهن صبح
غزل شماره ۱۰۰: هرکس که باشد همخانه صبح
غزل شماره ۱۰۱: گرچه در میخانه بر لب خنده ها دارد قدح
غزل شماره ۱۰۲: باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ
غزل شماره ۱۰۳: تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد
غزل شماره ۱۰۴: اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
غزل شماره ۱۰۵: ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می گردد
غزل شماره ۱۰۶: اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا دارد
غزل شماره ۱۰۷: بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
غزل شماره ۱۰۸: غبار سرمه تا در خانه چشمش وطن دارد
غزل شماره ۱۰۹: تا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد
غزل شماره ۱۱۰: آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
غزل شماره ۱۱۱: رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
غزل شماره ۱۱۲: مانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
غزل شماره ۱۱۳: غنچه از لعل تو سبق گیرد
غزل شماره ۱۱۴: شهاب آسا نگاهم از سپهر دیده می تازد
غزل شماره ۱۱۵: زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد
غزل شماره ۱۱۶: مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
غزل شماره ۱۱۷: مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد
غزل شماره ۱۱۸: هر کرا زلف عنبرین باشد
غزل شماره ۱۱۹: هر کرا دل محو آن آیینه رخسار شد
غزل شماره ۱۲۰: هر کرا چشم تو صهبا می کشد
غزل شماره ۱۲۱: از تبسم لعل او تا نشیه از مل می کشد
غزل شماره ۱۲۲: تا کمند زلف او صد دل به یک مو می کشد
غزل شماره ۱۲۳: کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
غزل شماره ۱۲۴: آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
غزل شماره ۱۲۵: ماه سیم اندام من هرچند عالی جاه شد
غزل شماره ۱۲۶: ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
غزل شماره ۱۲۷: تا نزاکت زان خرام قد دلجو می چکد
غزل شماره ۱۲۸: به اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد
غزل شماره ۱۲۹: شبی در خاطرم زلف تو آمد
غزل شماره ۱۳۰: خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده اند
غزل شماره ۱۳۱: مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده اند
غزل شماره ۱۳۲: شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند
غزل شماره ۱۳۳: ساغر عیش ابد گرچه به دستم دادند
غزل شماره ۱۳۴: از نگه تیری به جانم آن کمان ابرو زند
غزل شماره ۱۳۵: هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می زند
غزل شماره ۱۳۶: عشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند
غزل شماره ۱۳۷: عنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند
غزل شماره ۱۳۸: باده عشق تو در هر دل اگر جوش کند
غزل شماره ۱۳۹: رنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند
غزل شماره ۱۴۰: غنچه را لعل لبت دلخون کند
غزل شماره ۱۴۱: ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
غزل شماره ۱۴۲: یار به من باز جفا می کند
غزل شماره ۱۴۳: غمزه مردم شکارت غارت جان می کند
غزل شماره ۱۴۴: عارض چون ماهش از برقع نمایان می کند
غزل شماره ۱۴۵: دل به طاق ابروی او می ْپرستی می کند
غزل شماره ۱۴۶: پرتو آیینه ام حیرت بیانی می کند
غزل شماره ۱۴۷: تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود
غزل شماره ۱۴۸: هرکجا شوق توام ساغر کش آمال بود
غزل شماره ۱۴۹: یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود
غزل شماره ۱۵۰: صبح صادق از طلوع معنی ام آگاه بود
غزل شماره ۱۵۱: سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
غزل شماره ۱۵۲: بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
غزل شماره ۱۵۳: تا شعاع مهر از جیب تو روشن می شود
غزل شماره ۱۵۴: زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
غزل شماره ۱۵۵: نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد
غزل شماره ۱۵۶: ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید
غزل شماره ۱۵۷: بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید
غزل شماره ۱۵۸: ای نگاه شفقت آمیزت مرا از جان لذیذ
غزل شماره ۱۵۹: هرکجا گر گردبادی حلقه می سازد غبار
غزل شماره ۱۶۰: در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار
غزل شماره ۱۶۱: کس نباشد به سیر این گلزار
غزل شماره ۱۶۲: بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار
غزل شماره ۱۶۳: آنقدر دارد صفا آیینه رخسار یار
غزل شماره ۱۶۴: تا شنیدم از صبا افسانه های زلف یار
غزل شماره ۱۶۵: پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در
غزل شماره ۱۶۶: در حریم یار گر آری گذر
غزل شماره ۱۶۷: ای غنچه دهن لب تو شکر
غزل شماره ۱۶۸: باز جانم شد فدای چشم خمار دگر
غزل شماره ۱۶۹: تا خیال صورتش شد دیده ام را جلوه گر
غزل شماره ۱۷۰: ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
غزل شماره ۱۷۱: ای روی تو آفتاب خاور
غزل شماره ۱۷۲: آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور
غزل شماره ۱۷۳: شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز
غزل شماره ۱۷۴: قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز
غزل شماره ۱۷۵: گرچه در راه محبت در تک و تازم هنوز
غزل شماره ۱۷۶: بس که از زلف تو من خاطرپریشانم هنوز
غزل شماره ۱۷۷: رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
غزل شماره ۱۷۸: در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
غزل شماره ۱۷۹: ای عارض گلگون تو از باده گهرریز
غزل شماره ۱۸۰: هرچه جز عشقش مرا عار است و بس
غزل شماره ۱۸۱: از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
غزل شماره ۱۸۲: بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس
غزل شماره ۱۸۳: با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
غزل شماره ۱۸۴: آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
غزل شماره ۱۸۵: می روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
غزل شماره ۱۸۶: یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس
غزل شماره ۱۸۷: ز خون دیده من نامه به یار نویس
غزل شماره ۱۸۸: گر زیان ظاهر نمایی در خیال سود باش
غزل شماره ۱۸۹: گر نه ای صندل برو درد سر خمار باش
غزل شماره ۱۹۰: چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش
غزل شماره ۱۹۱: بنای عشق گرت هست خانه ویران باش
غزل شماره ۱۹۲: هرکه را باشد چو من گر شوخ سیمین غبغبش
غزل شماره ۱۹۳: شهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
غزل شماره ۱۹۴: ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
غزل شماره ۱۹۵: اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
غزل شماره ۱۹۶: هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش
غزل شماره ۱۹۷: ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش
غزل شماره ۱۹۸: چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش
غزل شماره ۱۹۹: هر کس که پر از باده عشق است ایاغش
غزل شماره ۲۰۰: بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش
غزل شماره ۲۰۱: دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش
غزل شماره ۲۰۲: چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش
غزل شماره ۲۰۳: می کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص
غزل شماره ۲۰۴: تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
غزل شماره ۲۰۵: گر نه ای بلبل تو را از صحبت گل ها چه حظ
غزل شماره ۲۰۶: بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ
غزل شماره ۲۰۷: هر کس که دارد یک دلبر فیض
غزل شماره ۲۰۸: تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع
غزل شماره ۲۰۹: بس که شب تا روز از غم گریه ها دارد چراغ
غزل شماره ۲۱۰: از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ
غزل شماره ۲۱۱: ای به خوبی در میان خوبرویان معترف
غزل شماره ۲۱۲: یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
غزل شماره ۲۱۳: ای شوخ پریوشان آفاق
غزل شماره ۲۱۴: ای لعل لب تو جان عاشق
غزل شماره ۲۱۵: دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ
غزل شماره ۲۱۶: اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
غزل شماره ۲۱۷: حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
غزل شماره ۲۱۸: مرا شوریست بر سر از غم دل
غزل شماره ۲۱۹: بلند است از فلک مأوای بیدل
غزل شماره ۲۲۰: خوشا روزی که از مضمون طغرل
غزل شماره ۲۲۱: عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
غزل شماره ۲۲۲: ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
غزل شماره ۲۲۳: ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
غزل شماره ۲۲۴: لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
غزل شماره ۲۲۵: گر کسی چیند ز باغ عارضت یک بار گل
غزل شماره ۲۲۶: بس که آوردست نخل قامت دلدار گل
غزل شماره ۲۲۷: ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
غزل شماره ۲۲۸: در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
غزل شماره ۲۲۹: تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته ام
غزل شماره ۲۳۰: بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله ام
غزل شماره ۲۳۱: برنمی آید برون از سینه آسان ناله ام
غزل شماره ۲۳۲: کاش در بزم ادب من دلبری می داشتم
غزل شماره ۲۳۳: طرب پیمای عشقم خاکساری هاست معراجم
غزل شماره ۲۳۴: از آن روزی که من در حلقه زلف تو افتادم
غزل شماره ۲۳۵: خجالت مایه ام وضع پریشانیست بنیادم
غزل شماره ۲۳۶: کتاب عشق می خوانم کنون فهم سبق کردم
غزل شماره ۲۳۷: به مضراب دگر قانون عشقت ساز می کردم
غزل شماره ۲۳۸: صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم
غزل شماره ۲۳۹: فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
غزل شماره ۲۴۰: نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
غزل شماره ۲۴۱: بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
غزل شماره ۲۴۲: حجاب از رخ فکن دلبر که زارم
غزل شماره ۲۴۳: ای نهال قامتت نخل گلستان ارم
غزل شماره ۲۴۴: وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم
غزل شماره ۲۴۵: ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم
غزل شماره ۲۴۶: ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
غزل شماره ۲۴۷: بساط هستی خود را به راهت خاک می سازم
غزل شماره ۲۴۸: به عالم خویش را از بی خودی افسانه می سازم
غزل شماره ۲۴۹: ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم
غزل شماره ۲۵۰: هرگه ز ناز خندد آن جوهر تبسم
غزل شماره ۲۵۱: حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم
غزل شماره ۲۵۲: چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم
غزل شماره ۲۵۳: گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم
غزل شماره ۲۵۴: ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم
غزل شماره ۲۵۵: نشیه از میخانه تحقیق می خواهد دلم
غزل شماره ۲۵۶: آبله شد سد ره منزلم
غزل شماره ۲۵۷: ندانم نشیه از پیمانه چشم که در جامم
غزل شماره ۲۵۸: نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم
غزل شماره ۲۵۹: ناله همان به که ز دل سر کنم
غزل شماره ۲۶۰: چو گل زین باغ یک دل غرق خونم
غزل شماره ۲۶۱: بیا ای باعث شور جنونم
غزل شماره ۲۶۲: عشق تو بلای جان و دینم
غزل شماره ۲۶۳: من از ساقی برای دفع غم توقیر می خواهم
غزل شماره ۲۶۴: عارضت آفتاب می گویم
غزل شماره ۲۶۵: تا نگه از چشم حیران کرده ایم
غزل شماره ۲۶۶: حلاوت در دلم از عشق جانان
غزل شماره ۲۶۷: مرحبا ای دلبر سیمین تن سیمین بدن
غزل شماره ۲۶۸: زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن
غزل شماره ۲۶۹: در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن
غزل شماره ۲۷۰: با برگ رخسار گلت ای گل بدن خوارم مکن
غزل شماره ۲۷۱: ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
غزل شماره ۲۷۲: سواد سرمه شام است در چشم نگار من
غزل شماره ۲۷۳: تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین ساق من
غزل شماره ۲۷۴: آه از جوش صفای طبع معنی زای من
غزل شماره ۲۷۵: تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
غزل شماره ۲۷۶: شوخ شهرآشوب من گر بی حجاب آید برون
غزل شماره ۲۷۷: به یاد خنده آن لعل میگون
غزل شماره ۲۷۸: بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او
غزل شماره ۲۷۹: قدر مسیحا برد لعل سخندان او
غزل شماره ۲۸۰: شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
غزل شماره ۲۸۱: سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
غزل شماره ۲۸۲: برد دلم را ز ره زلف سمن سای او
غزل شماره ۲۸۳: ماه تمام من که منم مستمند تو
غزل شماره ۲۸۴: دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو
غزل شماره ۲۸۵: از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
غزل شماره ۲۸۶: دل پیش تو کشف راز کرده
غزل شماره ۲۸۷: ای عشق بلای جان شدستی
غزل شماره ۲۸۸: ای غنچه خندان من از بوستان کیستی
غزل شماره ۲۸۹: یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
غزل شماره ۲۹۰: آن روز وعده تو سرآمد نیامدی
غزل شماره ۲۹۱: عارضت خورشید اوج دلبری
غزل شماره ۲۹۲: با لب لعل تو طوطی نکند هم سخنی
غزل شماره ۲۹۳: ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده ای