قدسی مشهدی
قدسی مشهدی « رباعیات «

رباعیات

برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین می‌توانید در عناوین اشعار جستجو کنید.

حرف آخر قافیه

رباعی شماره ۱: آنی تو که نیست در دعای تو ریا

رباعی شماره ۲: گر دل نشود ز درد جانکاه جدا

رباعی شماره ۳: یا رب که فسانه مختصر کن ما را

رباعی شماره ۴: خواهی که کنی قبله سر کویت را

رباعی شماره ۵: افسرده مکن چو تیره روزان خود را

رباعی شماره ۶: بیهوده مشو برق گیاه فقرا

رباعی شماره ۷: گر یافته ای حقیقت عالم را

رباعی شماره ۸: چون منصب عاشقی فلک داد مرا

رباعی شماره ۹: از بی هنری ست اینقدر داد مرا

رباعی شماره ۱۰: گردون که به دیده خار افکند مرا

رباعی شماره ۱۱: آن گل که ز نکهتش بشد هوش مرا

رباعی شماره ۱۲: طبعی که بود حریص مر عصیان را

رباعی شماره ۱۳: هرچند خرد جلوه دهد سامان را

رباعی شماره ۱۴: عالم که اله آفریده ست آن را

رباعی شماره ۱۵: از بدنامی چه باک بدنامان را

رباعی شماره ۱۶: باید به مدارا طلبید آن مه را

رباعی شماره ۱۷: کی قدر شود بلند هر کوته را

رباعی شماره ۱۸: با فقر چه قدر دنیی و عقبی را

رباعی شماره ۱۹: بردیم به چرخ آه شررناکی را

رباعی شماره ۲۰: بگذار چو آه آسمان پویی را

رباعی شماره ۲۱: در حضرت دوست انس جان را چه بقا

رباعی شماره ۲۲: هرگز نکشد مد طمع خامه ما

رباعی شماره ۲۳: عاقل ز سراب در گمان دریا

رباعی شماره ۲۴: عالم که به جاهلش سوال است و جواب

رباعی شماره ۲۵: زین گونه که رشک داردم در تب و تاب

رباعی شماره ۲۶: بی پیر مرید کی شود مست و خراب

رباعی شماره ۲۷: عاشق باشد ز شور خود مست و خراب

رباعی شماره ۲۸: چندین به خرابی فلک چیست شتاب

رباعی شماره ۲۹: گیرم که ز اصل خود کند فرع حجاب

رباعی شماره ۳۰: واعظ که خبر ندارد از جان خراب

رباعی شماره ۳۱: آن را که بزرگ است خرد در همه باب

رباعی شماره ۳۲: قدرت نشود بلند از علم کتاب

رباعی شماره ۳۳: تا کرد قضا بنای این دیر خراب

رباعی شماره ۳۴: ای تشنه فیض تو چه دریا چه سراب

رباعی شماره ۳۵: در فقر ریاضت است باب از همه باب

رباعی شماره ۳۶: از مرحله کذب گذشتم به شتاب

رباعی شماره ۳۷: آمد ز ازل گوهر معنی کمیاب

رباعی شماره ۳۸: ای صبح ز فیض نفست عرش جناب

رباعی شماره ۳۹: چون ساخته شد کار جهان را اسباب

رباعی شماره ۴۰: وقت است اگر عنان سپاری به شتاب

رباعی شماره ۴۱: بر روی محیط است کف پای حباب

رباعی شماره ۴۲: اشک آمده مصدر اثر در همه باب

رباعی شماره ۴۳: هرکس که کند از تو تمنای گلاب

رباعی شماره ۴۴: دود دلم آسمان گدازست امشب

رباعی شماره ۴۵: مطلب چو بزرگ شد به بازی مطلب

رباعی شماره ۴۶: آن کز هنرش بلند گردد درجات

رباعی شماره ۴۷: آن را که قبول دور اندازد رخت

رباعی شماره ۴۸: هرچند هنر به کس نخواهد پرداخت

رباعی شماره ۴۹: جان از تو دمی برد دمی دیگر باخت

رباعی شماره ۵۰: ناچار به هجر یار می باید ساخت

رباعی شماره ۵۱: آمد گل و برگ باغ می باید ساخت

رباعی شماره ۵۲: فریاد از آن که عز و ذل را نشناخت

رباعی شماره ۵۳: جان نیست که در آتش جانانه نسوخت

رباعی شماره ۵۴: روزی که وداع آتش هجران انگیخت

رباعی شماره ۵۵: برگ از طوبی به کوشش باد نریخت

رباعی شماره ۵۶: ای محو مجاز دیده بی بصرت

رباعی شماره ۵۷: ای گل که چنین کرد ز خود بی خبرت

رباعی شماره ۵۸: بی محنت شب گیر و غم ایوارت

رباعی شماره ۵۹: ای دوست که از تو باصفا شد صورت

رباعی شماره ۶۰: ای عشق اجل چیست بر شمشیرت

رباعی شماره ۶۱: یک قوم امیدوار از روز نخست

رباعی شماره ۶۲: مجنون تو رسوای جهان دگرست

رباعی شماره ۶۳: دارد ز فریب چرخ بازیچه پرست

رباعی شماره ۶۴: دانم ندهد به گفتگو وصلش دست

رباعی شماره ۶۵: خاموشی اهل حال از کردارست

رباعی شماره ۶۶: ای آن که ز هر تعلفت انکارست

رباعی شماره ۶۷: آن را که ز عالم به تجرد کارست

رباعی شماره ۶۸: هرچند کمال آدمی بسیارست

رباعی شماره ۶۹: طبع شررانگیز به شر مجبورست

رباعی شماره ۷۰: آن کز ازلش به زهد و تقوی کارست

رباعی شماره ۷۱: هرچند که نفس درخور شمشیرست

رباعی شماره ۷۲: ایام ز آرزو اگر دست تو بست

رباعی شماره ۷۳: هرچند کمر به جستجو باید بست

رباعی شماره ۷۴: از باغ تو اند گر سمن ور بیدست

رباعی شماره ۷۵: شیدایی عشق در جهان بسیارست

رباعی شماره ۷۶: ای مرکز فیض ازل از روز نخست

رباعی شماره ۷۷: از درد نیافت ضعف بر چشمم دست

رباعی شماره ۷۸: این پرده به روی دیده ام درد نبست

رباعی شماره ۷۹: آن را که سری به عشق عالم سوزست

رباعی شماره ۸۰: ای آن که ز پندار دلت بیزارست

رباعی شماره ۸۱: بر من ز تمنای دل کام پرست

رباعی شماره ۸۲: ست

رباعی شماره ۸۳: قدسی همه کارت اثر نفس و هواست

رباعی شماره ۸۴: آیند اگر به مصلحت با هم راست

رباعی شماره ۸۵: جان زنده بود به عشق و عشق تو به جاست

رباعی شماره ۸۶: از نادانی کس نفتد در کم و کاست

رباعی شماره ۸۷: رخسار تو هر کجاست صبح طرب است

رباعی شماره ۸۸: نیشی که خورد بر دل مجروح کجاست

رباعی شماره ۸۹: مردم ز فراق منزل یار کجاست

رباعی شماره ۹۰: آن دلبر ناپدید خودکام کجاست

رباعی شماره ۹۱: ای صبح امید آفتاب تو کجاست

رباعی شماره ۹۲: ای گلشن سودا گل داغ تو کجاست

رباعی شماره ۹۳: دنیا افزون بود و گر کم هیچ است

رباعی شماره ۹۴: جز ذکر خدا هر آنچه گویی هیچ است

رباعی شماره ۹۵: محرومی ام از صحبت احباب بس است

رباعی شماره ۹۶: گر عشق مرا شود خریدار بس است

رباعی شماره ۹۷: قدسی غم عشق هم نشین تو بس است

رباعی شماره ۹۸: نوروز رسید و باده ناب خوش است

رباعی شماره ۹۹: چون شمع به سوختن کنی خوی خوش است

رباعی شماره ۱۰۰: آن را که به مقصود رهی در پیش است

رباعی شماره ۱۰۱: از مهر تو مه ذره صفت رقاص است

رباعی شماره ۱۰۲: ای تازه جوان کمان تندت به کف است

رباعی شماره ۱۰۳: نی بی دم نایی از نوا بی برگ است

رباعی شماره ۱۰۴: هرچند که مرد را ز خواهش ننگ است

رباعی شماره ۱۰۵: بدکار ز بیگانه و محرم خجل است

رباعی شماره ۱۰۶: از مهر چه دم زنم تو را معلوم است

رباعی شماره ۱۰۷: تا بی مهری پیشه اهل زمن است

رباعی شماره ۱۰۸: جایی که ز بالقوه نیکان سخن است

رباعی شماره ۱۰۹: در کشور هفت عضو دل سلطان است

رباعی شماره ۱۱۰: جان در تن مرد حجت یزدان است

رباعی شماره ۱۱۱: پرهیز ز درد کار بی دردان است

رباعی شماره ۱۱۲: هرجا که جمال یار پرتوفکن است

رباعی شماره ۱۱۳: تا شاهد عشق تو در آغوش من است

رباعی شماره ۱۱۴: زاهد گوید که زهد و طامات به است

رباعی شماره ۱۱۵: از هر دو جهان مرا وصال تو به است

رباعی شماره ۱۱۶: یاد تو مقیم دل آگاه به است

رباعی شماره ۱۱۷: جز درد دلم هیچ نیندوخته است

رباعی شماره ۱۱۸: از روز ازل غنی غنا خواسته است

رباعی شماره ۱۱۹: با مهر تو هر جان به تنی آینه است

رباعی شماره ۱۲۰: از بوی حسد هرکه دماغش فردست

رباعی شماره ۱۲۱: درد از طفلی لازمه هر فردست

رباعی شماره ۱۲۲: چشمم به سرشک لاله گون خرسندست

رباعی شماره ۱۲۳: چون لاله به دشت گرچه دل خرسندست

رباعی شماره ۱۲۴: امید به عقل چون ثمر از بیدست

رباعی شماره ۱۲۵: با آن که چو مهر یار تنها گذرست

رباعی شماره ۱۲۶: از گریه و درد دیده را کی خطرست

رباعی شماره ۱۲۷: ای آن که به وحدت خردت راهبرست

رباعی شماره ۱۲۸: هرچند دلت مومن و نفست گبرست

رباعی شماره ۱۲۹: پیش از خبر آیی نفسی خوب ترست

رباعی شماره ۱۳۰: هرچند که عصیان تو عالم گیرست

رباعی شماره ۱۳۱: دل خود به هوای دوست در پروازست

رباعی شماره ۱۳۲: تا مهر تو در سینه صد چاک نشست

رباعی شماره ۱۳۳: ای مهر چو صبح خانه زاد نفست

رباعی شماره ۱۳۴: پروردن عشق با خرد هر دو نکوست

رباعی شماره ۱۳۵: عالم همه پرتوی بود از رخ دوست

رباعی شماره ۱۳۶: زاهد گوید کلامم از دفتر توست

رباعی شماره ۱۳۷: ای عشق که جنگ عالمی بر سر توست

رباعی شماره ۱۳۸: مغزم ختن از نسیم پیراهن توست

رباعی شماره ۱۳۹: وسعت گه دهر تنگ از تنگی توست

رباعی شماره ۱۴۰: خورشید به تابش ضیایی گروست

رباعی شماره ۱۴۱: زان روز که زاهد به ریا پی برده ست

رباعی شماره ۱۴۲: عمری ست که یار درد من افزوده ست

رباعی شماره ۱۴۳: قومی که شناسند تعلق با کیست

رباعی شماره ۱۴۴: بر غفلت خویش بایدت زار گریست

رباعی شماره ۱۴۵: بهتر ز نبی ز سر حق آگه کیست

رباعی شماره ۱۴۶: با آن که ز بیداد تو بایست گریست

رباعی شماره ۱۴۷: نشنیده خرد که عشق را کالا چیست

رباعی شماره ۱۴۸: کس را چه خبر که عالم بالا چیست

رباعی شماره ۱۴۹: در سینه دلت کام چه می داند چیست

رباعی شماره ۱۵۰: ویرانه شدی گمان آبادی چیست

رباعی شماره ۱۵۱: ای مست و خراب لاف مخموری چیست

رباعی شماره ۱۵۲: آن کز قلمش نقش بت چین اثری ست

رباعی شماره ۱۵۳: قدسی ز جهان مرا کناری کافی ست

رباعی شماره ۱۵۴: گر عقل رمید عشق دلبر باقی ست

رباعی شماره ۱۵۵: در دیده عارفان گل و بید یکی ست

رباعی شماره ۱۵۶: در پیش تو دیوانه و فرزانه یکی ست

رباعی شماره ۱۵۷: آن گل که وفای بلبلانش حالی ست

رباعی شماره ۱۵۸: در ساغر من می طلبی را جا نیست

رباعی شماره ۱۵۹: در عشق مگو که همنفس پیدا نیست

رباعی شماره ۱۶۰: با هر نفسی فیض دم یاران نیست

رباعی شماره ۱۶۱: با آن که سبک تری ز تو در دین نیست

رباعی شماره ۱۶۲: در خلوت عرفات تو کس را ره نیست

رباعی شماره ۱۶۳: چون قافله از وادی مجنون بگذشت

رباعی شماره ۱۶۴: دانی که چرا قضا چو نقش تو نگاشت

رباعی شماره ۱۶۵: گر نخل نشانده ای ثمر خواهی داشت

رباعی شماره ۱۶۶: تا بود هوس به دل قرارم نگذاشت

رباعی شماره ۱۶۷: شب بی تو مرا به ناله و سوز گذشت

رباعی شماره ۱۶۸: بس مرد که از تندی خود رسوا گشت

رباعی شماره ۱۶۹: نتوان گهر راز به هر مثقب سفت

رباعی شماره ۱۷۰: روزی صوفی در تصوف می سفت

رباعی شماره ۱۷۱: تا کی گویی فلانی این گوهر سفت

رباعی شماره ۱۷۲: آنم که به من هیچ کس الفت نگرفت

رباعی شماره ۱۷۳: هر دل که ازو عشق شماری نگرفت

رباعی شماره ۱۷۴: جز عشق تو غم از دل غمناک نرفت

رباعی شماره ۱۷۵: تا هست سخن سخن سرا خواهد گفت

رباعی شماره ۱۷۶: ای کرده هوای معصیت پامالت

رباعی شماره ۱۷۷: قدسی خوش باد و خوش تر از خوش حالت

رباعی شماره ۱۷۸: هرچند به ملک تن بود صاحب تاج

رباعی شماره ۱۷۹: دانی ز چه بی حجاب می خندد صبح

رباعی شماره ۱۸۰: خون شد جگر امشبم ز نادیدن صبح

رباعی شماره ۱۸۱: ننمود ز جیب آسمان سینه صبح

رباعی شماره ۱۸۲: کرد آن که کشید طرح دنیای فراخ

رباعی شماره ۱۸۳: گفتی که به جز حیله نباشد فن چرخ

رباعی شماره ۱۸۴: بگزیده و نگزیده درین باغ مراد

رباعی شماره ۱۸۵: تا کار دلت به خواهش نفس افتاد

رباعی شماره ۱۸۶: تا شاهد حسن تو ز رخ پرده گشاد

رباعی شماره ۱۸۷: کشمیر که با بهشت هم چشم افتاد

رباعی شماره ۱۸۸: تا علم بود پیشه کس جهل مباد

رباعی شماره ۱۸۹: شاه آلو را به نیک و بد نتوان داد

رباعی شماره ۱۹۰: از باده عشق هرکه بیهوش افتد

رباعی شماره ۱۹۱: گر کار به رندان قدح نوش افتد

رباعی شماره ۱۹۲: آن را که دلش به شادی از راه افتد

رباعی شماره ۱۹۳: گه کار به عشق دلبرت می افتد

رباعی شماره ۱۹۴: وصل چو تویی در آرزو کی گنجد

رباعی شماره ۱۹۵: زراق کجا گرد حقیقت گردد

رباعی شماره ۱۹۶: هر کام که در جهان میسر گردد

رباعی شماره ۱۹۷: مگذار گره به کار ما برگردد

رباعی شماره ۱۹۸: بی ظرف مباد گرد ساغر گردد

رباعی شماره ۱۹۹: هجر تو برآورد ز امیدم گرد

رباعی شماره ۲۰۰: در وادی عشق مرد می باید مرد

رباعی شماره ۲۰۱: گردون خود را گرچه سخی پندارد

رباعی شماره ۲۰۲: آن کس که وطن به چرخ اعلا دارد

رباعی شماره ۲۰۳: آن را که فلک به دوستی بردارد

رباعی شماره ۲۰۴: گر باد صبا پای ز جا بردارد

رباعی شماره ۲۰۵: مه ساغر بی شراب بر کف دارد

رباعی شماره ۲۰۶: زین دجله که طوفان به سر پل دارد

رباعی شماره ۲۰۷: بر فر هما لبم تبسم دارد

رباعی شماره ۲۰۸: دامان مرا اشک پر انجم دارد

رباعی شماره ۲۰۹: چون آب روان نیارمیدن دارد

رباعی شماره ۲۱۰: هر گوشه خرابات تو مستی دارد

رباعی شماره ۲۱۱: در زشت و نکو زمانه دستی دارد

رباعی شماره ۲۱۲: با جوهر ذات هرکه یاری دارد

رباعی شماره ۲۱۳: گشت چمن از گل که فراغی دارد

رباعی شماره ۲۱۴: عاقل به درش ز دل سراغی دارد

رباعی شماره ۲۱۵: هر ذره به مهرت دل گرمی دارد

رباعی شماره ۲۱۶: کو عشق که عجب خودپرستی ببرد

رباعی شماره ۲۱۷: قدسی که غم عشق تو بنیادش برد

رباعی شماره ۲۱۸: هر چیز که از کون و مکان می گذرد

رباعی شماره ۲۱۹: بد کرد زبانم و بد بی حد کرد

رباعی شماره ۲۲۰: جز شرع رسول هرکه راهی سر کرد

رباعی شماره ۲۲۱: گر از دل تو غمی تراوش می کرد

رباعی شماره ۲۲۲: غم دیده فریب سور عالم نخورد

رباعی شماره ۲۲۳: هر صبح فلک کم هر اختر گیرد

رباعی شماره ۲۲۴: هرکس که پی بخت سیاهش گیرد

رباعی شماره ۲۲۵: چون طبع خرد غباری از من گیرد

رباعی شماره ۲۲۶: جز مسکن خویش هر که جایی گیرد

رباعی شماره ۲۲۷: هرکس دل خود وقف محبت سازد

رباعی شماره ۲۲۸: دل پیش ز دردم از قرار اندازد

رباعی شماره ۲۲۹: چرخ آب همیشه زیر کاه اندازد

رباعی شماره ۲۳۰: گلگشت چمن با فقرا کی سازد

رباعی شماره ۲۳۱: گردون که بد و نیک رقم می سازد

رباعی شماره ۲۳۲: تنها نه دلم به دیده تر نازد

رباعی شماره ۲۳۳: ای غم رگ ما نیشتری می ارزد

رباعی شماره ۲۳۴: در هر کاری مشقتی بوده و مزد

رباعی شماره ۲۳۵: دایم ز دلم نوای ماتم خیزد

رباعی شماره ۲۳۶: افتاده عشق کی ز جا برخیزد

رباعی شماره ۲۳۷: از سینه مرا نفس دژم می خیزد

رباعی شماره ۲۳۸: واعظ نفست ز می خمار انگیزد

رباعی شماره ۲۳۹: کو عشق که اهل درد را بشناسد

رباعی شماره ۲۴۰: کو مرد که هم نبرد را بشناسد

رباعی شماره ۲۴۱: مستغرق حال قال را نشناسد

رباعی شماره ۲۴۲: ای عشق ترا کس به نشان نشناسد

رباعی شماره ۲۴۳: کی دهر حقیقت گل و خس پرسد

رباعی شماره ۲۴۴: روزی که حق از چون و چرا می پرسد

رباعی شماره ۲۴۵: هر ذات مگو به ذات جاوید رسد

رباعی شماره ۲۴۶: خواری شرف مردم دانا باشد

رباعی شماره ۲۴۷: خورشید همین نه ذره پرور باشد

رباعی شماره ۲۴۸: درویشی جو گر همه یک دم باشد

رباعی شماره ۲۴۹: گر زان که همای عشق صیدم باشد

رباعی شماره ۲۵۰: نازک خاطر کم آرزو می باشد

رباعی شماره ۲۵۱: اسباب تعلق همه عارت بخشد

رباعی شماره ۲۵۲: آخر همه ناوک هدف خواهد شد

رباعی شماره ۲۵۳: این نفس که فقر کاش پاکش بکشد

رباعی شماره ۲۵۴: گویند که دستش ز حنا گلگون شد

رباعی شماره ۲۵۵: با آن که ز تو کار به دلخواه نشد

رباعی شماره ۲۵۶: آن را که به حق چراغ افروخته شد

رباعی شماره ۲۵۷: رسوا شدم ای ناله حجاب تو چه شد

رباعی شماره ۲۵۸: ای شعله شوق اضطراب تو چه شد

رباعی شماره ۲۵۹: قدسی دل طاقت آفرین تو چه شد

رباعی شماره ۲۶۰: قدسی چو قرایتش تمنا می شد

رباعی شماره ۲۶۱: هر شاعر اگر شاعر یکتا می شد

رباعی شماره ۲۶۲: آسوده ز صید عام کی خواهی شد

رباعی شماره ۲۶۳: دل را ز هوس محض کدورت مپسند

رباعی شماره ۲۶۴: کی چرخ فروغ اختر خود داند

رباعی شماره ۲۶۵: دل گر لمعات اختر خود داند

رباعی شماره ۲۶۶: از اهل ستم چه در جهان می ماند

رباعی شماره ۲۶۷: روزی که به ترکیب تو پرداخته اند

رباعی شماره ۲۶۸: تا گرد رمد به دیده ام بیخته اند

رباعی شماره ۲۶۹: قومی که به محض نام انسان شده اند

رباعی شماره ۲۷۰: قدسی شب وصل دل در امید ببند

رباعی شماره ۲۷۱: بر سینه خود به عاریت نیش مبند

رباعی شماره ۲۷۲: بی دردی و بی غمی به هم پیوستند

رباعی شماره ۲۷۳: چون برق مباش دشمن کشتی چند

رباعی شماره ۲۷۴: دنیا چه بود هیچ و در او پوچی چند

رباعی شماره ۲۷۵: عریان ز لباس معرفت عوری چند

رباعی شماره ۲۷۶: آنها که دم از گلشن اسرار زدند

رباعی شماره ۲۷۷: راحت طلبان ذوق فروکش دارند

رباعی شماره ۲۷۸: جمعیت دهر جور کیشان دارند

رباعی شماره ۲۷۹: آن قوم که دین عشق کیشان دارند

رباعی شماره ۲۸۰: جمعیت سیم و زر لییمان دارند

رباعی شماره ۲۸۱: رو یک جهتان به هر طرف نگذارند

رباعی شماره ۲۸۲: فردا که حساب خیر و شر می گیرند

رباعی شماره ۲۸۳: اول به ره عشق خموشت سازند

رباعی شماره ۲۸۴: مردان همه برگ ترک عالم سازند

رباعی شماره ۲۸۵: می خامان را زود ره هوش زند

رباعی شماره ۲۸۶: حاسد نمکم بر جگر ریش زند

رباعی شماره ۲۸۷: گویند انسان علم ز هم اندوزند

رباعی شماره ۲۸۸: نزدیکان را گر چو چراغ افروزند

رباعی شماره ۲۸۹: آن قوم که دل بسته صورت باشند

رباعی شماره ۲۹۰: این خلق مجازی نه ز اهل هوشند

رباعی شماره ۲۹۱: آن کس که به ذکر محضت ارشاد کند

رباعی شماره ۲۹۲: آن را که خدا به بندگی یاد کند

رباعی شماره ۲۹۳: گاهم به وصال دل ز غم فرد کند

رباعی شماره ۲۹۴: هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند

رباعی شماره ۲۹۵: پیوسته فلک تهیه نیش کند

رباعی شماره ۲۹۶: آن قوم که بر خوان سخاوت نمکند

رباعی شماره ۲۹۷: با نام هنر به دهر کس سر نکند

رباعی شماره ۲۹۸: جاهل را چرخ بخت روشن نکند

رباعی شماره ۲۹۹: از عشق دلی که دیده دوزد چه کند

رباعی شماره ۳۰۰: تن داده دلم به بینوایی چه کند

رباعی شماره ۳۰۱: هر لحظه دو چشمم آرزوی تو کنند

رباعی شماره ۳۰۲: آن قوم که با عشق نه از یک جایند

رباعی شماره ۳۰۳: ای آن که کنی سعی در اثبات وجود

رباعی شماره ۳۰۴: در معرفت آن که عشق بر عقل افزود

رباعی شماره ۳۰۵: گر معرفت الله نباشد مقصود

رباعی شماره ۳۰۶: کوچک خرد ار چه زود عاشق نشود

رباعی شماره ۳۰۷: خواهم عدمی که پیش از این داشت وجود

رباعی شماره ۳۰۸: آن را که دل از دو کون آزاد بود

رباعی شماره ۳۰۹: فرزانه به قید شهر و کو بند بود

رباعی شماره ۳۱۰: از نور رخت سها چو خورشید بود

رباعی شماره ۳۱۱: دل را به دعای تو صد امید بود

رباعی شماره ۳۱۲: در عشق کسی که نو گرفتار بود

رباعی شماره ۳۱۳: عاشق که مدام محو دلدار بود

رباعی شماره ۳۱۴: تا مهر توام به سینه مستور بود

رباعی شماره ۳۱۵: از سر خدا نبی سرافراز بود

رباعی شماره ۳۱۶: از اهل کمال خامشی نغز بود

رباعی شماره ۳۱۷: هرچیز که آن وسیله کام بود

رباعی شماره ۳۱۸: شب از تو جدا کار دلم شیون بود

رباعی شماره ۳۱۹: مردم که ز مردمی نشانش نبود

رباعی شماره ۳۲۰: آن کز طرف خدا موفق نبود

رباعی شماره ۳۲۱: ای بوده در آنچه بوده و هست و بود

رباعی شماره ۳۲۲: وردم همه وقت ماجرای تو بود

رباعی شماره ۳۲۳: آن کش نظر بلند و برجسته بود

رباعی شماره ۳۲۴: در هند که موی سر پسندیده بود

رباعی شماره ۳۲۵: درویش غنی ست گرچه بی توشه بود

رباعی شماره ۳۲۶: گر بی تو مرا راه به جایی می بود

رباعی شماره ۳۲۷: صاحب نظری کز پی دیدار رود

رباعی شماره ۳۲۸: از گفته عقل شورش من نرود

رباعی شماره ۳۲۹: خونم ز ره نظر به در چون نرود

رباعی شماره ۳۳۰: عاشق ز درت به هر هوایی نرود

رباعی شماره ۳۳۱: شوریده عشق اگر غم آلود شود

رباعی شماره ۳۳۲: عزمت چه شود به سعی اگر یار شود

رباعی شماره ۳۳۳: از هوش رود چو با تو دل یار شود

رباعی شماره ۳۳۴: از حرف هوس صدق سخن لاف شود

رباعی شماره ۳۳۵: گیرم فلکت قرین آمال شود

رباعی شماره ۳۳۶: گر سخت چو سنگ و نرم چون موم شود

رباعی شماره ۳۳۷: هر فرد به علم فرد اکبر نشود

رباعی شماره ۳۳۸: بی یاری اکسیر مست زر نشود

رباعی شماره ۳۳۹: پاکیزه سرشت عاجز غم نشود

رباعی شماره ۳۴۰: دنیا مطلوب طالب دین نشود

رباعی شماره ۳۴۱: خواهی که دلت ز دوست آگاه شود

رباعی شماره ۳۴۲: زان پیش که دفتر بقا شسته شود

رباعی شماره ۳۴۳: خود نامه مژده گر گشایی چه شود

رباعی شماره ۳۴۴: تا در کف توست دل کی آزاده شود

رباعی شماره ۳۴۵: زاهد به بهشت عدن جا می خواهد

رباعی شماره ۳۴۶: آن کو به جهان رضای حق می خواهد

رباعی شماره ۳۴۷: عاقل ز جهان فتنه آمیز جهد

رباعی شماره ۳۴۸: ای آن که هوس طبع تو را سود دهد

رباعی شماره ۳۴۹: آن قوم که می زنند حرف از تجرید

رباعی شماره ۳۵۰: نابینا را عشق کند صاحب دید

رباعی شماره ۳۵۱: چرخم چو ز کشمیر به لاهور کشید

رباعی شماره ۳۵۲: در راه طلب فتادگی می باید

رباعی شماره ۳۵۳: عاقل ز سر کوی تو رسوا آید

رباعی شماره ۳۵۴: هر لحظه مرا قید دگر می باید

رباعی شماره ۳۵۵: چون مهر کمال برشدن می باید

رباعی شماره ۳۵۶: یار تو غم اندوخته ای می باید

رباعی شماره ۳۵۷: در معرکه مردی که ازو کار آید

رباعی شماره ۳۵۸: هرچند تو را عذاب می افزاید

رباعی شماره ۳۵۹: زان ره که نسیمش به مه و سال آید

رباعی شماره ۳۶۰: کی عشق برون از دل پر خون آید

رباعی شماره ۳۶۱: امروز بتم طرز دگر می آید

رباعی شماره ۳۶۲: روزی که به صد شبم سحر می آید

رباعی شماره ۳۶۳: آن مرغ نه بهر دانه ام می آید

رباعی شماره ۳۶۴: ای آن که هوس دکانی از بهر تو چید

رباعی شماره ۳۶۵: این عمر که از لطف خداداد رسید

رباعی شماره ۳۶۶: نتوان به خدا به زعم ادراک رسید

رباعی شماره ۳۶۷: از وصل تو ام به دل سروشی نرسید

رباعی شماره ۳۶۸: بی رنج خمار کس به جامی نرسید

رباعی شماره ۳۶۹: بی رنج سفر کس به مقامی نرسید

رباعی شماره ۳۷۰: پیوسته درین دایره پهناور

رباعی شماره ۳۷۱: آن را که بود درخور افسر چو گهر

رباعی شماره ۳۷۲: از حادثه گر چرخ شود زیر و زبر

رباعی شماره ۳۷۳: در کوی مجاز هرکه شد راهسپر

رباعی شماره ۳۷۴: از حادثه گر چرخ شود زیر و زبر

رباعی شماره ۳۷۵: از قدر هنر بی هنران را چه خبر

رباعی شماره ۳۷۶: ای از تو نظر یافته ارباب نظر

رباعی شماره ۳۷۷: چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار

رباعی شماره ۳۷۸: انسان که طفیل او فلک راست مدار

رباعی شماره ۳۷۹: زردست اگرچه چهره عاشق زار

رباعی شماره ۳۸۰: در گلشن دهر تا خزان است و بهار

رباعی شماره ۳۸۱: تا دیده سرشک لاله گون آرد بار

رباعی شماره ۳۸۲: از اصل ز فرع فکر دوری ست فرار

رباعی شماره ۳۸۳: گر خانه چشم من بود تیره و تار

رباعی شماره ۳۸۴: از درد نکرد دیده ام ضعف اظهار

رباعی شماره ۳۸۵: چشم ترم از گریه ندارد آزار

رباعی شماره ۳۸۶: قدسی ز بتان حسرت دیدار مدار

رباعی شماره ۳۸۷: از رنگ نفس هوس شود رنگین تر

رباعی شماره ۳۸۸: در پرده ز محتسب شراب اولی تر

رباعی شماره ۳۸۹: ای دوست چنین ز دوست داران مگذر

رباعی شماره ۳۹۰: عمر اندک پایی و کار بسیار به سر

رباعی شماره ۳۹۱: پیوسته روم راه چو پرگار به سر

رباعی شماره ۳۹۲: از دولت وصل کس مبادا مهجور

رباعی شماره ۳۹۳: بیچاره خرد به سعی باشد مجبور

رباعی شماره ۳۹۴: از بس که بود چشم خزف بر گوهر

رباعی شماره ۳۹۵: آنم که برون جهد ز کانم گوهر

رباعی شماره ۳۹۶: آمیخته ام به خلق چون شهد به شیر

رباعی شماره ۳۹۷: سیری نپذیرد از هوس نفس دلیر

رباعی شماره ۳۹۸: گوشی طلب از خدای خود پند پذیر

رباعی شماره ۳۹۹: در گوشه مسکنت من زار حقیر

رباعی شماره ۴۰۰: ای محض شکم آمده چون چرخ اثیر

رباعی شماره ۴۰۱: ای فیض تو همچو صبحدم عالمگیر

رباعی شماره ۴۰۲: قدسی همه جا چو نیست سودا درگیر

رباعی شماره ۴۰۳: بر من چو در وصل تو کردند فراز

رباعی شماره ۴۰۴: بر قرص جو خودم بود دست دراز

رباعی شماره ۴۰۵: عشق است که چرخ را برآمد به فراز

رباعی شماره ۴۰۶: نتوان ز قضا گریختن با تک و تاز

رباعی شماره ۴۰۷: خوش نیست زبان رمز را قصه دراز

رباعی شماره ۴۰۸: موجود بود گرچه سراپا عاجز

رباعی شماره ۴۰۹: آن برد گرو که رفت ازین دار به عجز

رباعی شماره ۴۱۰: قدسی منم و دلی چو آتش همه سوز

رباعی شماره ۴۱۱: قدسی ز تو در قید حجاب است هنوز

رباعی شماره ۴۱۲: قدسی به دلت هوای کام است هنوز

رباعی شماره ۴۱۳: بینم رخ غم نقاب نگشاده هنوز

رباعی شماره ۴۱۴: شب های دراز رفت و خوابی نه هنوز

رباعی شماره ۴۱۵: ای مرغ چمن عشق ندانی ز هوس

رباعی شماره ۴۱۶: ای خواهش عشقت آرزوی همه کس

رباعی شماره ۴۱۷: پوشیده چو شمع نیست داند همه کس

رباعی شماره ۴۱۸: از همسفران عشق چون اهل هوس

رباعی شماره ۴۱۹: از فیض دم شماست پیش همه کس

رباعی شماره ۴۲۰: کو عقل که نفس را کند منع هوس

رباعی شماره ۴۲۱: از یک جنسند گرچه نیک و بد ناس

رباعی شماره ۴۲۲: احوال زمانه از ستم کیشان پرس

رباعی شماره ۴۲۳: با عقل به اندازه روی مایل باش

رباعی شماره ۴۲۴: بی لخت جگر چو لاله در راغ مباش

رباعی شماره ۴۲۵: آن غنچه که کار با صبا افتادش

رباعی شماره ۴۲۶: هرکس که به گلشن وجود آرندش

رباعی شماره ۴۲۷: دل عقده چرخ تا گشود افکندش

رباعی شماره ۴۲۸: آن کس که به معصیت فرو رفته سرش

رباعی شماره ۴۲۹: گردون که ندانی سبب خیر و شرش

رباعی شماره ۴۳۰: این یا رب گرمی که تو داری پاسش

رباعی شماره ۴۳۱: این خانه که سقف باشد از افلاکش

رباعی شماره ۴۳۲: خورشید که از پی بروند افلاکش

رباعی شماره ۴۳۳: در سینه تنگ من وطن ساخت غمش

رباعی شماره ۴۳۴: آن را که بود رگی ز غیرت به تنش

رباعی شماره ۴۳۵: ای فیض ازل با نفست دوشادوش

رباعی شماره ۴۳۶: دارد به من اتحاد یار از من بیش

رباعی شماره ۴۳۷: با آن که زدی بر جگرم صد جا نیش

رباعی شماره ۴۳۸: صبحم نیم از شکفته طبعی درویش

رباعی شماره ۴۳۹: از فیض جنون عقل برد کار ز پیش

رباعی شماره ۴۴۰: گردون که ز هم نمی فتد اجزایش

رباعی شماره ۴۴۱: عشق ارچه بود ز بود نابودش بیش

رباعی شماره ۴۴۲: هست از بن هر موی مرا بر تن خویش

رباعی شماره ۴۴۳: دارم به دو دست خویش دایم تن خویش

رباعی شماره ۴۴۴: خون شد دلم از شنیدن نام وداع

رباعی شماره ۴۴۵: پیدا بود از اشک فروهشته شمع

رباعی شماره ۴۴۶: بی گریه بود دیده چو بی باده ایاغ

رباعی شماره ۴۴۷: زنهار دم سرد مده سر به چراغ

رباعی شماره ۴۴۸: از ماه چه نور چشم داری در میغ

رباعی شماره ۴۴۹: ای عمر گرامی به ریا کرده تلف

رباعی شماره ۴۵۰: ای باطن تو چو ظاهر آینه صاف

رباعی شماره ۴۵۱: خوش نیست حقیقت و مجاز از هم پاک

رباعی شماره ۴۵۲: بس تجربه کردیم درین عالم خاک

رباعی شماره ۴۵۳: آن را که رسد کدورتی از افلاک

رباعی شماره ۴۵۴: تا این کهن آسیا نکرده ست درنگ

رباعی شماره ۴۵۵: آید دل صاف طینتان زود به چنگ

رباعی شماره ۴۵۶: بی روی تو زد غبار در چشمم چنگ

رباعی شماره ۴۵۷: زد قافله سالار پی کوچ دهل

رباعی شماره ۴۵۸: چنندان که زند طعنه طعنش بر دل

رباعی شماره ۴۵۹: هنگامه اهل وجد می باید و حال

رباعی شماره ۴۶۰: از گل نگرفته ام سراغ از ته دل

رباعی شماره ۴۶۱: پرهیز کن از راهنمایان فضول

رباعی شماره ۴۶۲: آن کس که کند معرفت حق تحصیل

رباعی شماره ۴۶۳: از بس که فسرد از نفس سرد تنم

رباعی شماره ۴۶۴: از مهره گردون نکشید آن که ستم

رباعی شماره ۴۶۵: هر کثرت و وحدت که دهد دست به هم

رباعی شماره ۴۶۶: فارغ شده ام ز ننگ و آسوده ز نام

رباعی شماره ۴۶۷: مگذار کمیت فهم را سست لجام

رباعی شماره ۴۶۸: از مژده خویش پیشتر نه دو سه گام

رباعی شماره ۴۶۹: از گریه نکرد ضعف در دیده مقام

رباعی شماره ۴۷۰: چندی ز خرد پختگی اندوخته ام

رباعی شماره ۴۷۱: هر دم نتوان کرد به جامی مستم

رباعی شماره ۴۷۲: چون صید اگر به دام صیاد افتم

رباعی شماره ۴۷۳: زان روز که از مادر گیتی زادم

رباعی شماره ۴۷۴: آن شوخ که دل به جلوه او دادم

رباعی شماره ۴۷۵: هر سو که مهیای سفر می گردم

رباعی شماره ۴۷۶: یک چند به فسق و معصیت یار شدم

رباعی شماره ۴۷۷: در عشق به جز زیان ندارد سودم

رباعی شماره ۴۷۸: نی شکر ز جان نه شکوه از تن دارم

رباعی شماره ۴۷۹: با عشق ز دل نهفته رازی دارم

رباعی شماره ۴۸۰: از مرغ چمن به گل سزاوارترم

رباعی شماره ۴۸۱: با آن که گذشت در نقاب از نظرم

رباعی شماره ۴۸۲: در وصل تو دیده بر زمین می دوزم

رباعی شماره ۴۸۳: از خاک درت گر چو صبا برخیزم

رباعی شماره ۴۸۴: شب ها که ز هجر آب گردد نفسم

رباعی شماره ۴۸۵: گردون زند از کین تو هر صبحی دم

رباعی شماره ۴۸۶: در عشق به آن بهانه جو نزدیکم

رباعی شماره ۴۸۷: چون آینه گر به ساده لوحی مثلم

رباعی شماره ۴۸۸: خود کرد به لطف اگرچه اول رامم

رباعی شماره ۴۸۹: هرچند نواسنج قدیم چمنم

رباعی شماره ۴۹۰: گفتی که لب آلوده به می چند کنم

رباعی شماره ۴۹۱: از خوف گهی خاطر خود ریش کنم

رباعی شماره ۴۹۲: از حق طلب دل حق اندیش کنم

رباعی شماره ۴۹۳: خواهم ز گذشته ها روایت نکنم

رباعی شماره ۴۹۴: قدسی هوس کام پرستی نکنم

رباعی شماره ۴۹۵: هر روز سرشک چشم طوفان زایم

رباعی شماره ۴۹۶: قدسی من و بخت اگرچه توام بودیم

رباعی شماره ۴۹۷: دل پیش تو ای دلبر کاشی داریم

رباعی شماره ۴۹۸: تا یار شدی به رغم من با دشمن

رباعی شماره ۴۹۹: الفاظ لباس است و معانی چو بدن

رباعی شماره ۵۰۰: تا راز دلت ز دل نیاید به زبان

رباعی شماره ۵۰۱: در باب وجودت ای خداوند جهان

رباعی شماره ۵۰۲: تا هست به جا دایره کون و مکان

رباعی شماره ۵۰۳: بی راهبری که سوزدش بهر تو جان

رباعی شماره ۵۰۴: هرچند که رحمت است کار رحمان

رباعی شماره ۵۰۵: جایی که بود پای محبت به میان

رباعی شماره ۵۰۶: بی واسطه در مجلس ابنای زمان

رباعی شماره ۵۰۷: زنهار مرو به گله خاموشان

رباعی شماره ۵۰۸: شاهنشهی است خدمت درویشان

رباعی شماره ۵۰۹: عقل آمد و دل در اضطراب است همان

رباعی شماره ۵۱۰: ای باخبر از حقیقت کون و مکان

رباعی شماره ۵۱۱: آن صفحه که بایدش سراپا شستن

رباعی شماره ۵۱۲: تا کی دنبال نفس سرکش رفتن

رباعی شماره ۵۱۳: ای نفس بس است این همه عصیان کردن

رباعی شماره ۵۱۴: تا کی سخن معرفت انشا کردن

رباعی شماره ۵۱۵: آزرده چو خاطرت ز با ما بودن

رباعی شماره ۵۱۶: در عشق تو دل به شرم خواهد بودن

رباعی شماره ۵۱۷: از نامه رسی پیش چه خواهد بودن

رباعی شماره ۵۱۸: دلگیر مشو ز شهر یا ده بودن

رباعی شماره ۵۱۹: چون غنچه خراب گردم از خندیدن

رباعی شماره ۵۲۰: از کس نبود کدورتم در باطن

رباعی شماره ۵۲۱: ای نفس به بندگی سری پیدا کن

رباعی شماره ۵۲۲: از عشق حقیقی اثری پیدا کن

رباعی شماره ۵۲۳: چون باد بگرد و گلشنی پیدا کن

رباعی شماره ۵۲۴: از خلق جهان کناره ای ساز وطن

رباعی شماره ۵۲۵: شد شهره شهر باده پیمایی من

رباعی شماره ۵۲۶: گر عارض دلبرم بود گندم گون

رباعی شماره ۵۲۷: از دل نرود آه غم آلود برون

رباعی شماره ۵۲۸: هرچند جهد برق حوادث ز کمین

رباعی شماره ۵۲۹: باشد ز تو دوست تر به تو چرخ برین

رباعی شماره ۵۳۰: زلفی شده قید من نه زنجیرست این

رباعی شماره ۵۳۱: هر فعل که از تو در شمارست ببین

رباعی شماره ۵۳۲: عمری ز پی دوست نمودم تک و دو

رباعی شماره ۵۳۳: اوراد من است داستان غم تو

رباعی شماره ۵۳۴: زاهد تا چند زرق و خودکامی تو

رباعی شماره ۵۳۵: در بزم شهود ذکر می گویی تو

رباعی شماره ۵۳۶: گر دلشده ای جان غم اندوزت کو

رباعی شماره ۵۳۷: در بزم جهان شمع شب افروزی کو

رباعی شماره ۵۳۸: ای عمر به رفتن چه شتاب است بگو

رباعی شماره ۵۳۹: ای بی جگر آواز کمانم مشنو

رباعی شماره ۵۴۰: بر ماه کنم گر ز سر شوق نگاه

رباعی شماره ۵۴۱: قدسی تا کی آه کشم از دل آه

رباعی شماره ۵۴۲: بی برگان را به صد هنر بی زر و جاه

رباعی شماره ۵۴۳: مشتاق جمال را چه بیگاه و چه گاه

رباعی شماره ۵۴۴: کرد از ره راست چون رسولت آگاه

رباعی شماره ۵۴۵: جز گفت و شنود زینت هوش مخواه

رباعی شماره ۵۴۶: در دهر ز هر انجمنی خلوت به

رباعی شماره ۵۴۷: دل از سر کوی یار برخاسته به

رباعی شماره ۵۴۸: هر ذره غمت ز عالمی شادی به

رباعی شماره ۵۴۹: با مردم روزگار کم جوشی به

رباعی شماره ۵۵۰: آن کز پی عارفان دین برگشته

رباعی شماره ۵۵۱: چون مهرش اگر بود سپر در پنجه

رباعی شماره ۵۵۲: آوازه من به هند و روم افتاده

رباعی شماره ۵۵۳: بر روی تو چرخ دست رد ننهاده

رباعی شماره ۵۵۴: حیرت تپش از جام خرابم برده

رباعی شماره ۵۵۵: هستی چمن جان و چمن در پرده

رباعی شماره ۵۵۶: عشقت که به شعله راه پروانه زده

رباعی شماره ۵۵۷: عشقت ره دیوانه و فرزانه زده

رباعی شماره ۵۵۸: کی دل شود از هوای خود شرمنده

رباعی شماره ۵۵۹: فریاد ز دست صبر نافرموده

رباعی شماره ۵۶۰: ای همچو خرد در همه فن سنجیده

رباعی شماره ۵۶۱: در غربتم استخوان چو نی نالیده

رباعی شماره ۵۶۲: در عشق چه دل هاست کباب از شعله

رباعی شماره ۵۶۳: هرگز نشدم جرعه کش از جام گله

رباعی شماره ۵۶۴: از خلق جهان چه نیک و بد یک قلمه

رباعی شماره ۵۶۵: ای ذکر تو مقصود ز گفتار همه

رباعی شماره ۵۶۶: شادم به دل خراب در ویرانه

رباعی شماره ۵۶۷: دیوانه رهد ز رنج در ویرانه

رباعی شماره ۵۶۸: از گردش و سیر فلک حادثه زای

رباعی شماره ۵۶۹: ای تازه نهال سایه پرور بازآی

رباعی شماره ۵۷۰: ای مرکز نه سپهر اعظم بازآی

رباعی شماره ۵۷۱: همت طلبی به تربت مجنون آی

رباعی شماره ۵۷۲: ای جان و جهان جهان و جان همه ای

رباعی شماره ۵۷۳: ای عشق حیات جاودان همه ای

رباعی شماره ۵۷۴: ای دوست چرا در دل دیوانه نه ای

رباعی شماره ۵۷۵: عشق آن تو شد تواش کجا می طلبی

رباعی شماره ۵۷۶: هرگز نشدم کام ور از مطلوبی

رباعی شماره ۵۷۷: ای آن که کمر به جستن حق بستی

رباعی شماره ۵۷۸: بگذار حدیث جزو و کل در مستی

رباعی شماره ۵۷۹: ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی

رباعی شماره ۵۸۰: رنجورم و خسته دل طبیبان مددی

رباعی شماره ۵۸۱: از دوری خود بی پر و بالم کردی

رباعی شماره ۵۸۲: خشنود به مژده وصالم کردی

رباعی شماره ۵۸۳: ناصح به نصیحت چه پی ما گردی

رباعی شماره ۵۸۴: خواهی که معزز و مکرم گردی

رباعی شماره ۵۸۵: بد نیز مباش اگر نه خود به گردی

رباعی شماره ۵۸۶: چون باصره در عشق مجازی ماندی

رباعی شماره ۵۸۷: گر زان که خرد بیخودی افزا بودی

رباعی شماره ۵۸۸: گر دونان را دست عطا می بودی

رباعی شماره ۵۸۹: ای دل ستم و جفای مردم دیدی

رباعی شماره ۵۹۰: با آن که خبر ز حال زارم داری

رباعی شماره ۵۹۱: ای غم نتوان گرفت هر دم یاری

رباعی شماره ۵۹۲: گر شعر نگویم نه ز شعرم عاری

رباعی شماره ۵۹۳: از عالم اگر عمل نیاید باری

رباعی شماره ۵۹۴: از عشق بگو مقاله ای گر داری

رباعی شماره ۵۹۵: در دست ز صلح کل پشیزی داری

رباعی شماره ۵۹۶: ای عشق چه بر سرم ز افسون آری

رباعی شماره ۵۹۷: این ره که تو سر کرده ای از مغروری

رباعی شماره ۵۹۸: پر پیش فتاده ای قفایی نخوری

رباعی شماره ۵۹۹: خواهم که به دل چو عشق مسکن گیری

رباعی شماره ۶۰۰: هرچند نباشد خبرت از رازی

رباعی شماره ۶۰۱: ای عشق تو ما را به جهان می ارزی

رباعی شماره ۶۰۲: شمعی تو ولی ز انجمن پرهیزی

رباعی شماره ۶۰۳: تجرید گزین تا به نوایی برسی

رباعی شماره ۶۰۴: بر آسایش مدار ننهاد کسی

رباعی شماره ۶۰۵: خرسند بود چند به نام از تو کسی

رباعی شماره ۶۰۶: نی عزت و اعتبار ماند به کسی

رباعی شماره ۶۰۷: در وحدت ذات گفته گوهرپاشی

رباعی شماره ۶۰۸: گر از یاری مدام از خود باشی

رباعی شماره ۶۰۹: ای جان چه شود که مونس تن باشی

رباعی شماره ۶۱۰: در پرده به هر دل آشنا می باشی

رباعی شماره ۶۱۱: بی شعله چو باده خود به خود می جوشی

رباعی شماره ۶۱۲: یابی چو ز اهل فضل شخصی عاصی

رباعی شماره ۶۱۳: محروم ز وصل یار بودن تا کی

رباعی شماره ۶۱۴: در ملک وجود خوار بودن تا کی

رباعی شماره ۶۱۵: روزن متعددست و مهتاب یکی

رباعی شماره ۶۱۶: از مردم حال اهل حال است یکی

رباعی شماره ۶۱۷: بی فیضان را چه باک از بی برگی

رباعی شماره ۶۱۸: عاشق نشود هلاک از بی برگی

رباعی شماره ۶۱۹: گر بتوانی به نفس خود کن جدلی

رباعی شماره ۶۲۰: آن رند که در مثل ندارد بدلی

رباعی شماره ۶۲۱: از عشق که نیست در جهانش بدلی

رباعی شماره ۶۲۲: آن کز ازلش آمده فطرت عالی

رباعی شماره ۶۲۳: بی فیض ازل رتبه نگردد عالی

رباعی شماره ۶۲۴: بی ساغر عیش مردم از بی حالی

رباعی شماره ۶۲۵: آنها که خرید عشقشان از خامی

رباعی شماره ۶۲۶: زین هستی موهوم جدا باش دمی

رباعی شماره ۶۲۷: سوز جگرم نمی برد درمانی

رباعی شماره ۶۲۸: حیرت زده را چه غم ز سرگردانی

رباعی شماره ۶۲۹: در شعر شوی گر انوری را ثانی

رباعی شماره ۶۳۰: خوش در پی عقل و هوش افراختنی

رباعی شماره ۶۳۱: رمزی ست حدیث عشق دریافتنی

رباعی شماره ۶۳۲: شد نغمه وبال از فغانم بر نی

رباعی شماره ۶۳۳: در بام شریعتی دگر پر نزنی

رباعی شماره ۶۳۴: ای دل می تجرید تمنا نکنی

رباعی شماره ۶۳۵: با فقر و فنا چون فقرا سر چه کنی

رباعی شماره ۶۳۶: ای پنجه قوی شکار لاغر چه کنی

رباعی شماره ۶۳۷: تقریر ز حالی که نداری چه کنی

رباعی شماره ۶۳۸: هر نیک و بدی که می کنی می بینی

رباعی شماره ۶۳۹: هر نقش که بر سپهر اعلا بینی

رباعی شماره ۶۴۰: زنهار به فکر خواهش از جا نروی

رباعی شماره ۶۴۱: گاهی نخود سبزی هر دیگ شوی

رباعی شماره ۶۴۲: گر سوخته آتش بی دود شوی

رباعی شماره ۶۴۳: تا کی مشغول عالم خاک شوی

رباعی شماره ۶۴۴: گیرم ز مقربان درگاه شوی

رباعی شماره ۶۴۵: با حرص و هوا کی بود روزبهی

رباعی شماره ۶۴۶: هرچند که دارد آسمان مهر و مهی

رباعی شماره ۶۴۷: از کس نبود هراس در تنهایی

رباعی شماره ۶۴۸: ای قد تو سرو چمن دلجویی

رباعی شماره ۶۴۹: با رستم گرد اگر هماورد تویی

رباعی شماره ۶۵۰: در خانقه کون و مکان پیر تویی

رباعی شماره ۶۵۱: ای پیرو کاملان عرفان که تویی