خیالی بخارایی
خیالی بخارایی « غزلیات «

غزلیات

برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین می‌توانید در عناوین اشعار جستجو کنید.

حرف آخر قافیه

غزل شماره ۱: ای بی خبر از محنت و شاد از الم ما

غزل شماره ۱: ای بی خبر از محنت و شاد از الم ما

غزل شماره ۲: با رخت صورت چین چند کند دعوی را

غزل شماره ۲: با رخت صورت چین چند کند دعوی را

غزل شماره ۳: با من ای مردمک دیده نظر نیست تو را

غزل شماره ۳: با من ای مردمک دیده نظر نیست تو را

غزل شماره ۴: بیش از این مپسند در زاری من درویش را

غزل شماره ۴: بیش از این مپسند در زاری من درویش را

غزل شماره ۵: تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا

غزل شماره ۵: تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا

غزل شماره ۶: تا دو چشم سیهت غارت جان کرد مرا

غزل شماره ۶: تا دو چشم سیهت غارت جان کرد مرا

غزل شماره ۷: چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را

غزل شماره ۷: چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را

غزل شماره ۸: خطت چون از سواد شب رقم زد صفحه مه را

غزل شماره ۸: خطت چون از سواد شب رقم زد صفحه مه را

غزل شماره ۹: زهی راست از تو همه کار ما

غزل شماره ۹: زهی راست از تو همه کار ما

غزل شماره ۱۰: طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را

غزل شماره ۱۰: طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را

غزل شماره ۱۱: گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را

غزل شماره ۱۱: گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را

غزل شماره ۱۲: گهی که عشق به خود راه می نمود مرا

غزل شماره ۱۲: گهی که عشق به خود راه می نمود مرا

غزل شماره ۱۳: گیسو برید و شد فزون مهرش من گمراه را

غزل شماره ۱۳: گیسو برید و شد فزون مهرش من گمراه را

غزل شماره ۱۴: ناصح چه کار دارد در عشق یار با ما

غزل شماره ۱۴: ناصح چه کار دارد در عشق یار با ما

غزل شماره ۱۵: هر خبر کز سرکشی گوید صبا

غزل شماره ۱۵: هر خبر کز سرکشی گوید صبا

غزل شماره ۱۶: عشق می گفت از کرم های حبیب

غزل شماره ۱۶: عشق می گفت از کرم های حبیب

غزل شماره ۱۷: ما به چشمت عشق می بازیم و او در عین خواب

غزل شماره ۱۷: ما به چشمت عشق می بازیم و او در عین خواب

غزل شماره ۱۸: آنچه بی روی توام گریه به روی آورده ست

غزل شماره ۱۸: آنچه بی روی توام گریه به روی آورده ست

غزل شماره ۱۹: آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت

غزل شماره ۱۹: آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت

غزل شماره ۲۰: آن معلم که لبت را روش جان آموخت

غزل شماره ۲۰: آن معلم که لبت را روش جان آموخت

غزل شماره ۲۱: آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست

غزل شماره ۲۱: آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست

غزل شماره ۲۲: آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت

غزل شماره ۲۲: آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت

غزل شماره ۲۳: آیت حسن را که نام وفاست

غزل شماره ۲۳: آیت حسن را که نام وفاست

غزل شماره ۲۴: آن پری چهره که در پرده جان مستور است

غزل شماره ۲۴: آن پری چهره که در پرده جان مستور است

غزل شماره ۲۵: ار شیخ صومعه ست وگر رند دیر توست

غزل شماره ۲۵: ار شیخ صومعه ست وگر رند دیر توست

غزل شماره ۲۶: از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست

غزل شماره ۲۶: از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست

غزل شماره ۲۷: از زروه های باغ خطش یاسمن یکی ست

غزل شماره ۲۷: از زروه های باغ خطش یاسمن یکی ست

غزل شماره ۲۸: از سبزه خطت ورق گل رقمی یافت

غزل شماره ۲۸: از سبزه خطت ورق گل رقمی یافت

غزل شماره ۲۹: افسوس که صورت تتق چهره معنی ست

غزل شماره ۲۹: افسوس که صورت تتق چهره معنی ست

غزل شماره ۳۰: افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست

غزل شماره ۳۰: افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست

غزل شماره ۳۱: اگر دیده در مهر و مه ناظر است

غزل شماره ۳۱: اگر دیده در مهر و مه ناظر است

غزل شماره ۳۲: اگر گویی که حسن از روی من خاست

غزل شماره ۳۲: اگر گویی که حسن از روی من خاست

غزل شماره ۳۳: ای که همه کار ما راست به تدبیر توست

غزل شماره ۳۳: ای که همه کار ما راست به تدبیر توست

غزل شماره ۳۴: باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است

غزل شماره ۳۴: باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است

غزل شماره ۳۵: با رخ خوبت که ورد بوستان خرمی ست

غزل شماره ۳۵: با رخ خوبت که ورد بوستان خرمی ست

غزل شماره ۳۶: باز آی که خلوتگه جانم حرم توست

غزل شماره ۳۶: باز آی که خلوتگه جانم حرم توست

غزل شماره ۳۷: با سگت یاری مرا کار خود است

غزل شماره ۳۷: با سگت یاری مرا کار خود است

غزل شماره ۳۸: با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست

غزل شماره ۳۸: با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست

غزل شماره ۳۹: به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست

غزل شماره ۳۹: به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست

غزل شماره ۴۰: به قتل خسته دلان غمزه تو قانع نیست

غزل شماره ۴۰: به قتل خسته دلان غمزه تو قانع نیست

غزل شماره ۴۱: بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست

غزل شماره ۴۱: بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست

غزل شماره ۴۲: بی رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست

غزل شماره ۴۲: بی رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست

غزل شماره ۴۳: پیش رخ تو قصه یوسف حکایت است

غزل شماره ۴۳: پیش رخ تو قصه یوسف حکایت است

غزل شماره ۴۴: تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت

غزل شماره ۴۴: تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت

غزل شماره ۴۵: تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست

غزل شماره ۴۵: تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست

غزل شماره ۴۶: تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت

غزل شماره ۴۶: تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت

غزل شماره ۴۷: تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفت

غزل شماره ۴۷: تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفت

غزل شماره ۴۸: تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت

غزل شماره ۴۸: تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت

غزل شماره ۴۹: تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست

غزل شماره ۴۹: تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست

غزل شماره ۵۰: تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست

غزل شماره ۵۰: تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست

غزل شماره ۵۱: تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت

غزل شماره ۵۱: تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت

غزل شماره ۵۲: چمن را تا نسیمت در دماغ است

غزل شماره ۵۲: چمن را تا نسیمت در دماغ است

غزل شماره ۵۳: خشنود بودن از غم عشق تو کار ماست

غزل شماره ۵۳: خشنود بودن از غم عشق تو کار ماست

غزل شماره ۵۴: دلا بنیاد جان را محکمی نیست

غزل شماره ۵۴: دلا بنیاد جان را محکمی نیست

غزل شماره ۵۵: دلا طریقه عشاق خود پرستی نیست

غزل شماره ۵۵: دلا طریقه عشاق خود پرستی نیست

غزل شماره ۵۶: دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت

غزل شماره ۵۶: دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت

غزل شماره ۵۷: دلم را مقام عبادت در اوست

غزل شماره ۵۷: دلم را مقام عبادت در اوست

غزل شماره ۵۸: دلم از درد فراق تو قوی افگار است

غزل شماره ۵۸: دلم از درد فراق تو قوی افگار است

غزل شماره ۵۹: دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت

غزل شماره ۵۹: دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت

غزل شماره ۶۰: دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است

غزل شماره ۶۰: دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است

غزل شماره ۶۱: دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست

غزل شماره ۶۱: دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست

غزل شماره ۶۲: رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست

غزل شماره ۶۲: رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست

غزل شماره ۶۳: ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت

غزل شماره ۶۳: ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت

غزل شماره ۶۴: زلف تو را که شام پریشانی من است

غزل شماره ۶۴: زلف تو را که شام پریشانی من است

غزل شماره ۶۵: سرو بالای تو در عالم خوبی علم است

غزل شماره ۶۵: سرو بالای تو در عالم خوبی علم است

غزل شماره ۶۶: سرو بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست

غزل شماره ۶۶: سرو بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست

غزل شماره ۶۷: سرو تا بنده بالای تو شد آزاد است

غزل شماره ۶۷: سرو تا بنده بالای تو شد آزاد است

غزل شماره ۶۸: سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست

غزل شماره ۶۸: سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست

غزل شماره ۶۹: شمع رویت را چراغ آسمان پروانه ای ست

غزل شماره ۶۹: شمع رویت را چراغ آسمان پروانه ای ست

غزل شماره ۷۰: کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرد نیست

غزل شماره ۷۰: کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرد نیست

غزل شماره ۷۱: کجا روم که مرا جز درت پناهی نیست

غزل شماره ۷۱: کجا روم که مرا جز درت پناهی نیست

غزل شماره ۷۲: که می داند می شوق از چه جام است

غزل شماره ۷۲: که می داند می شوق از چه جام است

غزل شماره ۷۳: گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است

غزل شماره ۷۳: گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است

غزل شماره ۷۴: گرچه اشک من غمدیده سراسر گهر است

غزل شماره ۷۴: گرچه اشک من غمدیده سراسر گهر است

غزل شماره ۷۵: گرچه تو حقیری و گناه تو عظیم است

غزل شماره ۷۵: گرچه تو حقیری و گناه تو عظیم است

غزل شماره ۷۶: گرچه شمار عاشق زنار زلف یار است

غزل شماره ۷۶: گرچه شمار عاشق زنار زلف یار است

غزل شماره ۷۷: گرچه طریق وفا قدیم است

غزل شماره ۷۷: گرچه طریق وفا قدیم است

غزل شماره ۷۸: گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است

غزل شماره ۷۸: گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است

غزل شماره ۷۹: گریه خون سر ره بر من درویش گرفت

غزل شماره ۷۹: گریه خون سر ره بر من درویش گرفت

غزل شماره ۸۰: گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست

غزل شماره ۸۰: گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست

غزل شماره ۸۱: لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست

غزل شماره ۸۱: لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست

غزل شماره ۸۲: مرا از دل خبر جز بی دلی نیست

غزل شماره ۸۲: مرا از دل خبر جز بی دلی نیست

غزل شماره ۸۳: مرا که تحفه جان در بدن هدایت توست

غزل شماره ۸۳: مرا که تحفه جان در بدن هدایت توست

غزل شماره ۸۴: ناله دلسوز نی شرح غمی بیش نیست

غزل شماره ۸۴: ناله دلسوز نی شرح غمی بیش نیست

غزل شماره ۸۵: نرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت

غزل شماره ۸۵: نرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت

غزل شماره ۸۶: نقدی ست دل که سکه محنت به نام اوست

غزل شماره ۸۶: نقدی ست دل که سکه محنت به نام اوست

غزل شماره ۸۷: هر آن حدیث که در دعوی محبت توست

غزل شماره ۸۷: هر آن حدیث که در دعوی محبت توست

غزل شماره ۸۸: هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست

غزل شماره ۸۸: هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست

غزل شماره ۸۹: هر در اشکی که آمد چشم گریان را به دست

غزل شماره ۸۹: هر در اشکی که آمد چشم گریان را به دست

غزل شماره ۹۰: هر دل که به عشق مبتلا نیست

غزل شماره ۹۰: هر دل که به عشق مبتلا نیست

غزل شماره ۹۱: هرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیست

غزل شماره ۹۱: هرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیست

غزل شماره ۹۲: هرکه از دیدار جانان همچو من مهجور نیست

غزل شماره ۹۲: هرکه از دیدار جانان همچو من مهجور نیست

غزل شماره ۹۳: یار جز در پی آزار دل ریش نرفت

غزل شماره ۹۳: یار جز در پی آزار دل ریش نرفت

غزل شماره ۹۴: آزاد بنده ای که قبول دلی شود

غزل شماره ۹۴: آزاد بنده ای که قبول دلی شود

غزل شماره ۹۵: آن شاخ گل خرامان در باغ چون برآید

غزل شماره ۹۵: آن شاخ گل خرامان در باغ چون برآید

غزل شماره ۹۶: آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد

غزل شماره ۹۶: آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد

غزل شماره ۹۷: آن دم ایاز خاص به مقصود می رسد

غزل شماره ۹۷: آن دم ایاز خاص به مقصود می رسد

غزل شماره ۹۸: آنها که ز آیینه دل زنگ زدودند

غزل شماره ۹۸: آنها که ز آیینه دل زنگ زدودند

غزل شماره ۹۹: آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد

غزل شماره ۹۹: آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد

غزل شماره ۱۰۰: از آتش دل هر کس در سینه غمی دارد

غزل شماره ۱۰۰: از آتش دل هر کس در سینه غمی دارد

غزل شماره ۱۰۱: از مخزن دل دیده هر آن در که بر آورد

غزل شماره ۱۰۱: از مخزن دل دیده هر آن در که بر آورد

غزل شماره ۱۰۲: اشکم به جست وجوی او بر خاک آن در می رود

غزل شماره ۱۰۲: اشکم به جست وجوی او بر خاک آن در می رود

غزل شماره ۱۰۳: افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند

غزل شماره ۱۰۳: افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند

غزل شماره ۱۰۴: اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد

غزل شماره ۱۰۴: اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد

غزل شماره ۱۰۵: اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد

غزل شماره ۱۰۵: اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد

غزل شماره ۱۰۶: اگر معارضه حسن تو را به حور افتد

غزل شماره ۱۰۶: اگر معارضه حسن تو را به حور افتد

غزل شماره ۱۰۷: اول استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد

غزل شماره ۱۰۷: اول استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد

غزل شماره ۱۰۸: اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند

غزل شماره ۱۰۸: اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند

غزل شماره ۱۰۹: ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند

غزل شماره ۱۰۹: ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند

غزل شماره ۱۱۰: ای لبت کام دل بی سروسامانی چند

غزل شماره ۱۱۰: ای لبت کام دل بی سروسامانی چند

غزل شماره ۱۱۱: ای آنکه به جور از تو تبرا نتوان کرد

غزل شماره ۱۱۱: ای آنکه به جور از تو تبرا نتوان کرد

غزل شماره ۱۱۲: با آفتاب رویت چون مه نمی برآید

غزل شماره ۱۱۲: با آفتاب رویت چون مه نمی برآید

غزل شماره ۱۱۳: باد از هوای کوی تو پیغام می دهد

غزل شماره ۱۱۳: باد از هوای کوی تو پیغام می دهد

غزل شماره ۱۱۴: باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود

غزل شماره ۱۱۴: باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود

غزل شماره ۱۱۵: باد اگر یاد سرو ما نکند

غزل شماره ۱۱۵: باد اگر یاد سرو ما نکند

غزل شماره ۱۱۶: باز از قدم گل چمن پیر جوان شد

غزل شماره ۱۱۶: باز از قدم گل چمن پیر جوان شد

غزل شماره ۱۱۷: باز این دل خود کام به فرمان کسی شد

غزل شماره ۱۱۷: باز این دل خود کام به فرمان کسی شد

غزل شماره ۱۱۸: باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد

غزل شماره ۱۱۸: باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد

غزل شماره ۱۱۹: باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد

غزل شماره ۱۱۹: باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد

غزل شماره ۱۲۰: باز ره بینان نشان از قرب منزل می دهند

غزل شماره ۱۲۰: باز ره بینان نشان از قرب منزل می دهند

غزل شماره ۱۲۱: باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد

غزل شماره ۱۲۱: باشد که ز رخسار ترا پرده برافتد

غزل شماره ۱۲۲: با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود

غزل شماره ۱۲۲: با غمت هرچند کار درد ما مشکل شود

غزل شماره ۱۲۳: به بازی حلقه زلف تو دل برد از من و خم زد

غزل شماره ۱۲۳: به بازی حلقه زلف تو دل برد از من و خم زد

غزل شماره ۱۲۴: به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد

غزل شماره ۱۲۴: به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد

غزل شماره ۱۲۵: تاب خطت قرار ز بخت سیاه برد

غزل شماره ۱۲۵: تاب خطت قرار ز بخت سیاه برد

غزل شماره ۱۲۶: تاب رویت رونق خورشید عالم تاب برد

غزل شماره ۱۲۶: تاب رویت رونق خورشید عالم تاب برد

غزل شماره ۱۲۷: تا بر بیاض رویت خط سیه برآمد

غزل شماره ۱۲۷: تا بر بیاض رویت خط سیه برآمد

غزل شماره ۱۲۸: تاب رویت به فروغ مه تابان ماند

غزل شماره ۱۲۸: تاب رویت به فروغ مه تابان ماند

غزل شماره ۱۲۹: تا به رحمت خوان قسمت را مزین کرده اند

غزل شماره ۱۲۹: تا به رحمت خوان قسمت را مزین کرده اند

غزل شماره ۱۳۰: تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد

غزل شماره ۱۳۰: تا بنفشه برد بویی از خطت در تاب شد

غزل شماره ۱۳۱: تا به سودای تو دل را عشق و همت یار شد

غزل شماره ۱۳۱: تا به سودای تو دل را عشق و همت یار شد

غزل شماره ۱۳۲: تا به کی چشم تو جز غارت دین ها نکند

غزل شماره ۱۳۲: تا به کی چشم تو جز غارت دین ها نکند

غزل شماره ۱۳۳: تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود

غزل شماره ۱۳۳: تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود

غزل شماره ۱۳۴: تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند

غزل شماره ۱۳۴: تا به معنی اهل صورت دم ز آب و گل زدند

غزل شماره ۱۳۵: تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد

غزل شماره ۱۳۵: تا جان ز وفای دهن تنگ تو دم زد

غزل شماره ۱۳۶: تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد

غزل شماره ۱۳۶: تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسد

غزل شماره ۱۳۷: تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد

غزل شماره ۱۳۷: تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد

غزل شماره ۱۳۸: تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید

غزل شماره ۱۳۸: تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید

غزل شماره ۱۳۹: تا دل به وصف آن دهن عرض تکلم می کند

غزل شماره ۱۳۹: تا دل به وصف آن دهن عرض تکلم می کند

غزل شماره ۱۴۰: تا دلم شیوه آن زلف دوتا می داند

غزل شماره ۱۴۰: تا دلم شیوه آن زلف دوتا می داند

غزل شماره ۱۴۱: تا راهروان در حرم دل نرسیدند

غزل شماره ۱۴۱: تا راهروان در حرم دل نرسیدند

غزل شماره ۱۴۲: تا ز خاک قدمت باد خبر می آرد

غزل شماره ۱۴۲: تا ز خاک قدمت باد خبر می آرد

غزل شماره ۱۴۳: تا ز عشق اهل نظر آیینه ای برساختند

غزل شماره ۱۴۳: تا ز عشق اهل نظر آیینه ای برساختند

غزل شماره ۱۴۴: تا زلف تو دلم را پا بسته بلا کرد

غزل شماره ۱۴۴: تا زلف تو دلم را پا بسته بلا کرد

غزل شماره ۱۴۵: تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد

غزل شماره ۱۴۵: تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد

غزل شماره ۱۴۶: تا ز نسیم رحتمش رایحه ای به ما رسد

غزل شماره ۱۴۶: تا ز نسیم رحتمش رایحه ای به ما رسد

غزل شماره ۱۴۷: تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد

غزل شماره ۱۴۷: تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد

غزل شماره ۱۴۸: تا گرد عارض تو خط سبز بردمید

غزل شماره ۱۴۸: تا گرد عارض تو خط سبز بردمید

غزل شماره ۱۴۹: تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد

غزل شماره ۱۴۹: تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد

غزل شماره ۱۵۰: تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید

غزل شماره ۱۵۰: تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید

غزل شماره ۱۵۱: تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد

غزل شماره ۱۵۱: تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد

غزل شماره ۱۵۲: ترک چشمت بی سپاه حسن خنجر می زند

غزل شماره ۱۵۲: ترک چشمت بی سپاه حسن خنجر می زند

غزل شماره ۱۵۳: تو را به جز سخن اندر دهن نمی گنجد

غزل شماره ۱۵۳: تو را به جز سخن اندر دهن نمی گنجد

غزل شماره ۱۵۴: چشمت آزار ما چه می خواهد

غزل شماره ۱۵۴: چشمت آزار ما چه می خواهد

غزل شماره ۱۵۵: چشمت که به جز فتنه گری کار ندارد

غزل شماره ۱۵۵: چشمت که به جز فتنه گری کار ندارد

غزل شماره ۱۵۶: چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد

غزل شماره ۱۵۶: چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد

غزل شماره ۱۵۷: چو زلف بی قرارش قصد جان کرد

غزل شماره ۱۵۷: چو زلف بی قرارش قصد جان کرد

غزل شماره ۱۵۸: چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد

غزل شماره ۱۵۸: چو سرو هر که در این بوستان هوای تو کرد

غزل شماره ۱۵۹: چو عطار صبا در چین زلفت مشک می بیزد

غزل شماره ۱۵۹: چو عطار صبا در چین زلفت مشک می بیزد

غزل شماره ۱۶۰: چون نه شادی و نه محنت به کسی می ماند

غزل شماره ۱۶۰: چون نه شادی و نه محنت به کسی می ماند

غزل شماره ۱۶۱: چو نام مستی نرگس به بزم باغ برآمد

غزل شماره ۱۶۱: چو نام مستی نرگس به بزم باغ برآمد

غزل شماره ۱۶۲: خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد

غزل شماره ۱۶۲: خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد

غزل شماره ۱۶۳: خطت را تا به خون ریزی نشان شد

غزل شماره ۱۶۳: خطت را تا به خون ریزی نشان شد

غزل شماره ۱۶۴: خطت صحیفه مه را نقاب مشگین کرد

غزل شماره ۱۶۴: خطت صحیفه مه را نقاب مشگین کرد

غزل شماره ۱۶۵: خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد

غزل شماره ۱۶۵: خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد

غزل شماره ۱۶۶: خیز که پیر مغان میکده را درگشاد

غزل شماره ۱۶۶: خیز که پیر مغان میکده را درگشاد

غزل شماره ۱۶۷: در ازل مهر تو با جان رقم غم می زد

غزل شماره ۱۶۷: در ازل مهر تو با جان رقم غم می زد

غزل شماره ۱۶۸: در ازل قطره خونی که ز آب و گل شد

غزل شماره ۱۶۸: در ازل قطره خونی که ز آب و گل شد

غزل شماره ۱۶۹: در چمن سبزه سیراب به هرجا که رسید

غزل شماره ۱۶۹: در چمن سبزه سیراب به هرجا که رسید

غزل شماره ۱۷۰: در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند

غزل شماره ۱۷۰: در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند

غزل شماره ۱۷۱: دلم جز داغ نومیدی ز جان حاصل همین دارد

غزل شماره ۱۷۱: دلم جز داغ نومیدی ز جان حاصل همین دارد

غزل شماره ۱۷۲: دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد

غزل شماره ۱۷۲: دل جز به غمت خاطر خوشنود ندارد

غزل شماره ۱۷۳: دل به رویت هوس صحبت جانی دارد

غزل شماره ۱۷۳: دل به رویت هوس صحبت جانی دارد

غزل شماره ۱۷۴: دل نه جز غصه محرمی دارد

غزل شماره ۱۷۴: دل نه جز غصه محرمی دارد

غزل شماره ۱۷۵: دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد

غزل شماره ۱۷۵: دل به یاد لب لعلت سخن از نوش نکرد

غزل شماره ۱۷۶: دلم جز با غمت خرم نباشد

غزل شماره ۱۷۶: دلم جز با غمت خرم نباشد

غزل شماره ۱۷۷: دل شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد

غزل شماره ۱۷۷: دل شکسته چو در آرزوی لعل تو خون شد

غزل شماره ۱۷۸: دل جفای خطت از دور قمر می داند

غزل شماره ۱۷۸: دل جفای خطت از دور قمر می داند

غزل شماره ۱۷۹: دلم از زلف تو پا بسته سودا آمد

غزل شماره ۱۷۹: دلم از زلف تو پا بسته سودا آمد

غزل شماره ۱۸۰: دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید

غزل شماره ۱۸۰: دل در آن زلف شد و روی دل افروز ندید

غزل شماره ۱۸۱: دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید

غزل شماره ۱۸۱: دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دید

غزل شماره ۱۸۲: راستی را شیوه ای کآن سرو قامت می کند

غزل شماره ۱۸۲: راستی را شیوه ای کآن سرو قامت می کند

غزل شماره ۱۸۳: روی تو طعنه بر گل سیراب می زند

غزل شماره ۱۸۳: روی تو طعنه بر گل سیراب می زند

غزل شماره ۱۸۴: ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد

غزل شماره ۱۸۴: ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد

غزل شماره ۱۸۵: ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد

غزل شماره ۱۸۵: ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد

غزل شماره ۱۸۶: سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد

غزل شماره ۱۸۶: سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد

غزل شماره ۱۸۷: سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد

غزل شماره ۱۸۷: سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد

غزل شماره ۱۸۸: سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد

غزل شماره ۱۸۸: سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد

غزل شماره ۱۸۹: سرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد

غزل شماره ۱۸۹: سرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد

غزل شماره ۱۹۰: سرو قدت طرف باغ چو پا می ماند

غزل شماره ۱۹۰: سرو قدت طرف باغ چو پا می ماند

غزل شماره ۱۹۱: سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند

غزل شماره ۱۹۱: سریر فقر که با هیچ پادشا ندهند

غزل شماره ۱۹۲: سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید

غزل شماره ۱۹۲: سزد که زلف تو آن رخ پی نظاره نماید

غزل شماره ۱۹۳: شبی کآن ماه با ما خوش برآید

غزل شماره ۱۹۳: شبی کآن ماه با ما خوش برآید

غزل شماره ۱۹۴: صاحب روی نکو منصب دولت دارد

غزل شماره ۱۹۴: صاحب روی نکو منصب دولت دارد

غزل شماره ۱۹۵: ز بس کز گریه چشم من به خون ناب می سازد

غزل شماره ۱۹۵: ز بس کز گریه چشم من به خون ناب می سازد

غزل شماره ۱۹۶: صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد

غزل شماره ۱۹۶: صبا به تحفه نسیمی که دلگشای آرد

غزل شماره ۱۹۷: طالب درد عشق تو فکر دوا نمی کند

غزل شماره ۱۹۷: طالب درد عشق تو فکر دوا نمی کند

غزل شماره ۱۹۸: طوطی عقلم که دعوی تکلم می کند

غزل شماره ۱۹۸: طوطی عقلم که دعوی تکلم می کند

غزل شماره ۱۹۹: عاقبت حسرت لعل تو دلم را خون کرد

غزل شماره ۱۹۹: عاقبت حسرت لعل تو دلم را خون کرد

غزل شماره ۲۰۰: غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد

غزل شماره ۲۰۰: غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد

غزل شماره ۲۰۱: کس نیست که کار ما برآرد

غزل شماره ۲۰۱: کس نیست که کار ما برآرد

غزل شماره ۲۰۲: کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد

غزل شماره ۲۰۲: کسی چو نیست که پیش تو عذر ما خواهد

غزل شماره ۲۰۳: کسی را که رویت هوس می کند

غزل شماره ۲۰۳: کسی را که رویت هوس می کند

غزل شماره ۲۰۴: کسی کآشفته سودای آن زنجیر مو آمد

غزل شماره ۲۰۴: کسی کآشفته سودای آن زنجیر مو آمد

غزل شماره ۲۰۵: کسی که نسبت قدت به سرو ناز کند

غزل شماره ۲۰۵: کسی که نسبت قدت به سرو ناز کند

غزل شماره ۲۰۶: کسی چون گل دهن پرخنده دارد

غزل شماره ۲۰۶: کسی چون گل دهن پرخنده دارد

غزل شماره ۲۰۷: کسی کاو به جانان وصالی ندارد

غزل شماره ۲۰۷: کسی کاو به جانان وصالی ندارد

غزل شماره ۲۰۸: کسی که سلسله زلف مشکبو دارد

غزل شماره ۲۰۸: کسی که سلسله زلف مشکبو دارد

غزل شماره ۲۰۹: کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام می بخشد

غزل شماره ۲۰۹: کسی کز خوان قسمت مفلسان را جام می بخشد

غزل شماره ۲۱۰: کمند زلف توام پای بند سودا کرد

غزل شماره ۲۱۰: کمند زلف توام پای بند سودا کرد

غزل شماره ۲۱۱: کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد

غزل شماره ۲۱۱: کنون چو در طلبش اشک رو به ره دارد

غزل شماره ۲۱۲: گر ای اشک دیده به خویشت بخواند

غزل شماره ۲۱۲: گر ای اشک دیده به خویشت بخواند

غزل شماره ۲۱۳: گر بعد اجل درد تو با خویش توان برد

غزل شماره ۲۱۳: گر بعد اجل درد تو با خویش توان برد

غزل شماره ۲۱۴: گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد

غزل شماره ۲۱۴: گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کرد

غزل شماره ۲۱۵: گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می رود

غزل شماره ۲۱۵: گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می رود

غزل شماره ۲۱۶: گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد

غزل شماره ۲۱۶: گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد

غزل شماره ۲۱۷: گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود

غزل شماره ۲۱۷: گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود

غزل شماره ۲۱۸: گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید

غزل شماره ۲۱۸: گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید

غزل شماره ۲۱۹: گر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد

غزل شماره ۲۱۹: گر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد

غزل شماره ۲۲۰: گر قدح با لب میگون تو لافی دارد

غزل شماره ۲۲۰: گر قدح با لب میگون تو لافی دارد

غزل شماره ۲۲۱: گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد

غزل شماره ۲۲۱: گر نه با من سر زلفت به جفا پیدا شد

غزل شماره ۲۲۲: گر ندیدی کز سرای دیده ام خون می چکد

غزل شماره ۲۲۲: گر ندیدی کز سرای دیده ام خون می چکد

غزل شماره ۲۲۳: گر همچو نی دم می زنم از سوز دل خون می رود

غزل شماره ۲۲۳: گر همچو نی دم می زنم از سوز دل خون می رود

غزل شماره ۲۲۴: گل جامه دران بار دگر سر به در آورد

غزل شماره ۲۲۴: گل جامه دران بار دگر سر به در آورد

غزل شماره ۲۲۵: گهی به پای تو جانم سر نیاز کشید

غزل شماره ۲۲۵: گهی به پای تو جانم سر نیاز کشید

غزل شماره ۲۲۶: گوهر اشکم که راز دل هویدا می کند

غزل شماره ۲۲۶: گوهر اشکم که راز دل هویدا می کند

غزل شماره ۲۲۷: گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می دارد

غزل شماره ۲۲۷: گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش می دارد

غزل شماره ۲۲۸: گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد

غزل شماره ۲۲۸: گهی که باغ ز فصل بهار یاد دهد

غزل شماره ۲۲۹: گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می بخشند

غزل شماره ۲۲۹: گهی کز خوان قسمت مفلسان را کام می بخشند

غزل شماره ۲۳۰: گهی که آیت حسن تو را بیان کردند

غزل شماره ۲۳۰: گهی که آیت حسن تو را بیان کردند

غزل شماره ۲۳۱: لبت جان بخش و دلجو می نماید

غزل شماره ۲۳۱: لبت جان بخش و دلجو می نماید

غزل شماره ۲۳۲: ما را ز سر خیال تو بیرون نمی شود

غزل شماره ۲۳۲: ما را ز سر خیال تو بیرون نمی شود

غزل شماره ۲۳۳: ماه رخسار تو دید و عاشقی بنیاد کرد

غزل شماره ۲۳۳: ماه رخسار تو دید و عاشقی بنیاد کرد

غزل شماره ۲۳۴: مرا بی تو راحت الم می نماید

غزل شماره ۲۳۴: مرا بی تو راحت الم می نماید

غزل شماره ۲۳۵: مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد

غزل شماره ۲۳۵: مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد

غزل شماره ۲۳۶: مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود

غزل شماره ۲۳۶: مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود

غزل شماره ۲۳۷: مرا که دوش زیادت زیاده دردی بود

غزل شماره ۲۳۷: مرا که دوش زیادت زیاده دردی بود

غزل شماره ۲۳۸: مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد

غزل شماره ۲۳۸: مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد

غزل شماره ۲۳۹: مرا یاد آن روی دیوانه کرد

غزل شماره ۲۳۹: مرا یاد آن روی دیوانه کرد

غزل شماره ۲۴۰: مسافران که در این ره به کاروان رفتند

غزل شماره ۲۴۰: مسافران که در این ره به کاروان رفتند

غزل شماره ۲۴۱: میر مجلس که چو لب باده روشن دارد

غزل شماره ۲۴۱: میر مجلس که چو لب باده روشن دارد

غزل شماره ۲۴۲: ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد

غزل شماره ۲۴۲: ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد

غزل شماره ۲۴۳: نکردم جز به زلف یار پیوند

غزل شماره ۲۴۳: نکردم جز به زلف یار پیوند

غزل شماره ۲۴۴: واقف از جام می لعل تو مدهوشانند

غزل شماره ۲۴۴: واقف از جام می لعل تو مدهوشانند

غزل شماره ۲۴۵: هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد

غزل شماره ۲۴۵: هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد

غزل شماره ۲۴۶: هر خطایی که سزاوار عتابی باشد

غزل شماره ۲۴۶: هر خطایی که سزاوار عتابی باشد

غزل شماره ۲۴۷: هردم از جانب او تیغ بلا می آید

غزل شماره ۲۴۷: هردم از جانب او تیغ بلا می آید

غزل شماره ۲۴۸: هردم از غیبم به گوش دل ندایی می رسد

غزل شماره ۲۴۸: هردم از غیبم به گوش دل ندایی می رسد

غزل شماره ۲۴۹: هردم به صورتی یار دیدار می نماید

غزل شماره ۲۴۹: هردم به صورتی یار دیدار می نماید

غزل شماره ۲۵۰: هرشبی زلفش مرا در بند سودا می کشد

غزل شماره ۲۵۰: هرشبی زلفش مرا در بند سودا می کشد

غزل شماره ۲۵۱: هرکجا خط تو عرض نافه چینی کند

غزل شماره ۲۵۱: هرکجا خط تو عرض نافه چینی کند

غزل شماره ۲۵۲: هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می رسد

غزل شماره ۲۵۲: هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می رسد

غزل شماره ۲۵۳: هرکه سر در قدم مردم مقبل ننهاد

غزل شماره ۲۵۳: هرکه سر در قدم مردم مقبل ننهاد

غزل شماره ۲۵۴: هرگز به جهان چیزی جز یار نمی ماند

غزل شماره ۲۵۴: هرگز به جهان چیزی جز یار نمی ماند

غزل شماره ۲۵۵: هندوی زلف تو زآن حال مشوش دارد

غزل شماره ۲۵۵: هندوی زلف تو زآن حال مشوش دارد

غزل شماره ۲۵۶: یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد

غزل شماره ۲۵۶: یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد

غزل شماره ۲۵۷: یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد

غزل شماره ۲۵۷: یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد

غزل شماره ۲۵۸: یار در کار دلم کوشش بسیاری کرد

غزل شماره ۲۵۸: یار در کار دلم کوشش بسیاری کرد

غزل شماره ۲۵۹: از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر

غزل شماره ۲۵۹: از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر

غزل شماره ۲۶۰: از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر

غزل شماره ۲۶۰: از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر

غزل شماره ۲۶۱: چه بود افسانه منصور با یار

غزل شماره ۲۶۱: چه بود افسانه منصور با یار

غزل شماره ۲۶۲: دلا غم یار ما شد دل به جا دار

غزل شماره ۲۶۲: دلا غم یار ما شد دل به جا دار

غزل شماره ۲۶۳: گر به رویت کنند نسبت حور

غزل شماره ۲۶۳: گر به رویت کنند نسبت حور

غزل شماره ۲۶۴: عمری دویده ایم به دنبال اهل راز

غزل شماره ۲۶۴: عمری دویده ایم به دنبال اهل راز

غزل شماره ۲۶۵: ما را ز روزگار غم روزگار بس

غزل شماره ۲۶۵: ما را ز روزگار غم روزگار بس

غزل شماره ۲۶۶: آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش

غزل شماره ۲۶۶: آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش

غزل شماره ۲۶۷: آن دل که به فن برد ز من غمزه مستش

غزل شماره ۲۶۷: آن دل که به فن برد ز من غمزه مستش

غزل شماره ۲۶۸: آنکه رحمی نیست بر حال منش

غزل شماره ۲۶۸: آنکه رحمی نیست بر حال منش

غزل شماره ۲۶۹: اشک چشم من که جان نقد روان می خواندش

غزل شماره ۲۶۹: اشک چشم من که جان نقد روان می خواندش

غزل شماره ۲۷۰: اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش

غزل شماره ۲۷۰: اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش

غزل شماره ۲۷۱: تا در دلت غمی بود از دلپذیر خویش

غزل شماره ۲۷۱: تا در دلت غمی بود از دلپذیر خویش

غزل شماره ۲۷۲: چه کرد سرو به قدت که بر کشیدندش

غزل شماره ۲۷۲: چه کرد سرو به قدت که بر کشیدندش

غزل شماره ۲۷۳: چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش

غزل شماره ۲۷۳: چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش

غزل شماره ۲۷۴: در عشق از آن خوشدلم از چشم تر خویش

غزل شماره ۲۷۴: در عشق از آن خوشدلم از چشم تر خویش

غزل شماره ۲۷۵: دلا به دست هوس تار زلف یار مکش

غزل شماره ۲۷۵: دلا به دست هوس تار زلف یار مکش

غزل شماره ۲۷۶: کجاست ساغر می تا به گردش آرندش

غزل شماره ۲۷۶: کجاست ساغر می تا به گردش آرندش

غزل شماره ۲۷۷: دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش

غزل شماره ۲۷۷: دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش

غزل شماره ۲۷۸: روزگاری ست که از غایت نادانی خویش

غزل شماره ۲۷۸: روزگاری ست که از غایت نادانی خویش

غزل شماره ۲۷۹: گر ترحم نکند طره بی آرامش

غزل شماره ۲۷۹: گر ترحم نکند طره بی آرامش

غزل شماره ۲۸۰: ما را به در دوست گشاد از هوس خویش

غزل شماره ۲۸۰: ما را به در دوست گشاد از هوس خویش

غزل شماره ۲۸۱: ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش

غزل شماره ۲۸۱: ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش

غزل شماره ۲۸۲: یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش

غزل شماره ۲۸۲: یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش

غزل شماره ۲۸۳: هر نقد دل کآن غمزه پر حیله می آرد به کف

غزل شماره ۲۸۳: هر نقد دل کآن غمزه پر حیله می آرد به کف

غزل شماره ۲۸۴: گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک

غزل شماره ۲۸۴: گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک

غزل شماره ۲۸۵: شمع می گفت به پروانه شبی در منزل

غزل شماره ۲۸۵: شمع می گفت به پروانه شبی در منزل

غزل شماره ۲۸۶: آه کز زلفت اسیر بند زنار آمدم

غزل شماره ۲۸۶: آه کز زلفت اسیر بند زنار آمدم

غزل شماره ۲۸۷: از آن ز دیده و دل اشک و آه می خواهم

غزل شماره ۲۸۷: از آن ز دیده و دل اشک و آه می خواهم

غزل شماره ۲۸۸: ای ز چشمت چشم نرگس نسخه ای اما سقیم

غزل شماره ۲۸۸: ای ز چشمت چشم نرگس نسخه ای اما سقیم

غزل شماره ۲۸۹: تا به روی از دیده اشک لاله گون می آیدم

غزل شماره ۲۸۹: تا به روی از دیده اشک لاله گون می آیدم

غزل شماره ۲۹۰: تا خاک راه همت اهل صفا شدم

غزل شماره ۲۹۰: تا خاک راه همت اهل صفا شدم

غزل شماره ۲۹۱: خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم

غزل شماره ۲۹۱: خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم

غزل شماره ۲۹۲: دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم

غزل شماره ۲۹۲: دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم

غزل شماره ۲۹۳: دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم

غزل شماره ۲۹۳: دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم

غزل شماره ۲۹۴: زهی تیره از زلف تو روز شام

غزل شماره ۲۹۴: زهی تیره از زلف تو روز شام

غزل شماره ۲۹۵: سرشک جانب خاک در تو بست احرام

غزل شماره ۲۹۵: سرشک جانب خاک در تو بست احرام

غزل شماره ۲۹۶: گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می آیدم

غزل شماره ۲۹۶: گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می آیدم

غزل شماره ۲۹۷: گرچه روزی چند دور از کعبه روی توام

غزل شماره ۲۹۷: گرچه روزی چند دور از کعبه روی توام

غزل شماره ۲۹۸: گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم

غزل شماره ۲۹۸: گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم

غزل شماره ۲۹۹: ما به اول ستم زلف تو را خوش کردیم

غزل شماره ۲۹۹: ما به اول ستم زلف تو را خوش کردیم

غزل شماره ۳۰۰: ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته ایم

غزل شماره ۳۰۰: ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته ایم

غزل شماره ۳۰۱: مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم

غزل شماره ۳۰۱: مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم

غزل شماره ۳۰۲: ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم

غزل شماره ۳۰۲: ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم

غزل شماره ۳۰۳: ما دل به تو دادیم و کم خویش گرفتیم

غزل شماره ۳۰۳: ما دل به تو دادیم و کم خویش گرفتیم

غزل شماره ۳۰۴: ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم

غزل شماره ۳۰۴: ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم

غزل شماره ۳۰۵: ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم

غزل شماره ۳۰۵: ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم

غزل شماره ۳۰۶: مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم

غزل شماره ۳۰۶: مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم

غزل شماره ۳۰۷: مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم

غزل شماره ۳۰۷: مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم

غزل شماره ۳۰۸: من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم

غزل شماره ۳۰۸: من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم

غزل شماره ۳۰۹: من که از دیده معنی به رخت می نگرم

غزل شماره ۳۰۹: من که از دیده معنی به رخت می نگرم

غزل شماره ۳۱۰: آخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن

غزل شماره ۳۱۰: آخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن

غزل شماره ۳۱۱: ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من

غزل شماره ۳۱۱: ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من

غزل شماره ۳۱۲: ای مهر تو انیس دل ناتوان من

غزل شماره ۳۱۲: ای مهر تو انیس دل ناتوان من

غزل شماره ۳۱۳: با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من

غزل شماره ۳۱۳: با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من

غزل شماره ۳۱۴: به غیر چشمه حیوان کرا رسد گفتن

غزل شماره ۳۱۴: به غیر چشمه حیوان کرا رسد گفتن

غزل شماره ۳۱۵: تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن

غزل شماره ۳۱۵: تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن

غزل شماره ۳۱۶: تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من

غزل شماره ۳۱۶: تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من

غزل شماره ۳۱۷: تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن

غزل شماره ۳۱۷: تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن

غزل شماره ۳۱۸: گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن

غزل شماره ۳۱۸: گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن

غزل شماره ۳۱۹: گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من

غزل شماره ۳۱۹: گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من

غزل شماره ۳۲۰: گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن

غزل شماره ۳۲۰: گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن

غزل شماره ۳۲۱: من که باشم که بود لایق تو خدمت من

غزل شماره ۳۲۱: من که باشم که بود لایق تو خدمت من

غزل شماره ۳۲۲: ای به حسن آفتاب چاکر تو

غزل شماره ۳۲۲: ای به حسن آفتاب چاکر تو

غزل شماره ۳۲۳: به هوا و هوس نکهت پیراهن تو

غزل شماره ۳۲۳: به هوا و هوس نکهت پیراهن تو

غزل شماره ۳۲۴: تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او

غزل شماره ۳۲۴: تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او

غزل شماره ۳۲۵: تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او

غزل شماره ۳۲۵: تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او

غزل شماره ۳۲۶: خیز ای ندیم خاص در پادشاه شو

غزل شماره ۳۲۶: خیز ای ندیم خاص در پادشاه شو

غزل شماره ۳۲۷: دلیر آن است که در دیده بود منزل او

غزل شماره ۳۲۷: دلیر آن است که در دیده بود منزل او

غزل شماره ۳۲۸: صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او

غزل شماره ۳۲۸: صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او

غزل شماره ۳۲۹: کسی که پیروی عشق نیست عادت او

غزل شماره ۳۲۹: کسی که پیروی عشق نیست عادت او

غزل شماره ۳۳۰: کسی که خاک در دوست نیست افسر او

غزل شماره ۳۳۰: کسی که خاک در دوست نیست افسر او

غزل شماره ۳۳۱: لاله کز گل می برد دل چهره رعنای او

غزل شماره ۳۳۱: لاله کز گل می برد دل چهره رعنای او

غزل شماره ۳۳۲: لطفی که می کند به محبان عذار او

غزل شماره ۳۳۲: لطفی که می کند به محبان عذار او

غزل شماره ۳۳۳: من آن نیم که گذارم ز دست دامن تو

غزل شماره ۳۳۳: من آن نیم که گذارم ز دست دامن تو

غزل شماره ۳۳۴: ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

غزل شماره ۳۳۴: ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

غزل شماره ۳۳۵: کنایت ها به آب خضر گفته

غزل شماره ۳۳۵: کنایت ها به آب خضر گفته

غزل شماره ۳۳۶: گهی دل می خورد خونم گه از راه جفا دیده

غزل شماره ۳۳۶: گهی دل می خورد خونم گه از راه جفا دیده

غزل شماره ۳۳۷: نامه طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه

غزل شماره ۳۳۷: نامه طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه

غزل شماره ۳۳۸: همه شب در غم آن ماه پاره

غزل شماره ۳۳۸: همه شب در غم آن ماه پاره

غزل شماره ۳۳۹: از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی

غزل شماره ۳۳۹: از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی

غزل شماره ۳۴۰: اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری

غزل شماره ۳۴۰: اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری

غزل شماره ۳۴۱: ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی

غزل شماره ۳۴۱: ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی

غزل شماره ۳۴۲: ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی

غزل شماره ۳۴۲: ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی

غزل شماره ۳۴۳: ای به بوی تو صبا شیفته هر چمنی

غزل شماره ۳۴۳: ای به بوی تو صبا شیفته هر چمنی

غزل شماره ۳۴۴: ای پارسا که دایم رو در نماز داری

غزل شماره ۳۴۴: ای پارسا که دایم رو در نماز داری

غزل شماره ۳۴۵: ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی

غزل شماره ۳۴۵: ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی

غزل شماره ۳۴۶: ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی

غزل شماره ۳۴۶: ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی

غزل شماره ۳۴۷: ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی

غزل شماره ۳۴۷: ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی

غزل شماره ۳۴۸: ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی

غزل شماره ۳۴۸: ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی

غزل شماره ۳۴۹: ای که بر صفحه مه خط غباری داری

غزل شماره ۳۴۹: ای که بر صفحه مه خط غباری داری

غزل شماره ۳۵۰: ای که در عالم خوبی به لطافت علمی

غزل شماره ۳۵۰: ای که در عالم خوبی به لطافت علمی

غزل شماره ۳۵۱: ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری

غزل شماره ۳۵۱: ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری

غزل شماره ۳۵۲: ای گل از روی تو آموخته خندان رویی

غزل شماره ۳۵۲: ای گل از روی تو آموخته خندان رویی

غزل شماره ۳۵۳: بدین شوخی که تو بنیاد داری

غزل شماره ۳۵۳: بدین شوخی که تو بنیاد داری

غزل شماره ۳۵۴: تا در قدم اهل دلی خاک نگردی

غزل شماره ۳۵۴: تا در قدم اهل دلی خاک نگردی

غزل شماره ۳۵۵: تا دلم را به غم هجر درانداخته ای

غزل شماره ۳۵۵: تا دلم را به غم هجر درانداخته ای

غزل شماره ۳۵۶: تا کی ای شوخ به هر بی خبری می سازی

غزل شماره ۳۵۶: تا کی ای شوخ به هر بی خبری می سازی

غزل شماره ۳۵۷: تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی

غزل شماره ۳۵۷: تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی

غزل شماره ۳۵۸: تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی

غزل شماره ۳۵۸: تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی

غزل شماره ۳۵۹: چند ای سرشک خون دم از پاکی گوهر می زنی

غزل شماره ۳۵۹: چند ای سرشک خون دم از پاکی گوهر می زنی

غزل شماره ۳۶۰: چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری

غزل شماره ۳۶۰: چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری

غزل شماره ۳۶۱: خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی

غزل شماره ۳۶۱: خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی

غزل شماره ۳۶۲: دلا تا محنتی بر خود نبینی

غزل شماره ۳۶۲: دلا تا محنتی بر خود نبینی

غزل شماره ۳۶۳: دلا چو روی به اقبال مقبلی داری

غزل شماره ۳۶۳: دلا چو روی به اقبال مقبلی داری

غزل شماره ۳۶۴: دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی

غزل شماره ۳۶۴: دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی

غزل شماره ۳۶۵: شد باز به دیدار سحر چشم جهانی

غزل شماره ۳۶۵: شد باز به دیدار سحر چشم جهانی

غزل شماره ۳۶۶: کجا باشد چو می روشن ضمیری

غزل شماره ۳۶۶: کجا باشد چو می روشن ضمیری

غزل شماره ۳۶۷: گر ای دل بر طریق عذرخواهی

غزل شماره ۳۶۷: گر ای دل بر طریق عذرخواهی

غزل شماره ۳۶۸: گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی

غزل شماره ۳۶۸: گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی

غزل شماره ۳۶۹: گرچه بر اسب سلطنت شاهی و شاهزاده ای

غزل شماره ۳۶۹: گرچه بر اسب سلطنت شاهی و شاهزاده ای

غزل شماره ۳۷۰: ما نداریم به غیر از جگر افگاری

غزل شماره ۳۷۰: ما نداریم به غیر از جگر افگاری

غزل شماره ۳۷۱: مرا ای مه اگر دیوانه گفتی

غزل شماره ۳۷۱: مرا ای مه اگر دیوانه گفتی

غزل شماره ۳۷۲: مرا در بزم رندان جرعه نوشی

غزل شماره ۳۷۲: مرا در بزم رندان جرعه نوشی

غزل شماره ۳۷۳: مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی

غزل شماره ۳۷۳: مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی

غزل شماره ۳۷۴: مشاطه سر زلف تو ببرید به بازی

غزل شماره ۳۷۴: مشاطه سر زلف تو ببرید به بازی

غزل شماره ۳۷۵: منم و بادیه عشق و دل آگاهی

غزل شماره ۳۷۵: منم و بادیه عشق و دل آگاهی

غزل شماره ۳۷۶: نیست در عشق تو سوز من و شمع امروزی

غزل شماره ۳۷۶: نیست در عشق تو سوز من و شمع امروزی

غزل شماره ۳۷۷: وصل جمشید طلب تا که به جامی برسی

غزل شماره ۳۷۷: وصل جمشید طلب تا که به جامی برسی