علی شیر نوایی
غزل ها
شمارهٔ ۱۶۶ - در طور مخدومی: از غم یک شب که در هجرش دلم زاری کشید
قلم
چینش
وسط چین
راست چین
چپ چین
قلم
ایران سنس
نستعلیق
وزیر
نازنین
تیتر
گلدان
گل
دست نویس
شکسته
مروارید
نیریزی
ثلث
Tahoma
رنگ
اندازه
ارتفاع
سایه
رنگ
تیرگی
وضوح
افقی
عمودی
زمینه
نسبت
1:1
9:16
رنگ
تصاویر پیش فرض
اندازه
متناسب شود
برش داده شود
وضوح
حذف تصویر زمینه
حاشیه
اندازه
رنگ
گردی گوشه
متن
دانلود
می توانید متن را اصلاح نمایید:
از غم یک شب که در هجرش دلم زاری کشید با کسی مانم که او یک سال بیماری کشید سالها اندوه شام فرقتم داند کسی کز غم هجران شبی تا روزی بیداری کشید عشق بهر وصل جستم پیشم آمد هجر وای کآنچه من آسان گمان بردم به دشواری کشید دار گو معذور در دیوانگی و مستیم آنکه در دوران بلای عقل و هشیاری کشید چید آنکس از گلستان حیات خود گلی کز کف ساقی گلرخ جام گلناری کشید من که می مردم بغیر از التفات اندکش کی بمانم زنده چون اکنون به بسیاری کشید ساقیا زنگ دلم بردار از یک دور جام زانکه زهر غم بسی از چرخ زنگاری کشید جانم ای یاران فدای آنچنان یاری که او محنت و اندوه یاری از سر یاری کشید فرد شو فانی که این بار گران سنگ خودی مرد یا افکند یا خود از سبکباری کشید علی شیر نوایی